قسمت دوم نگاههایی که همهچیز را لو میدهند

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

قسمت دوم: نگاه‌هایی که همه‌چیز را لو می‌دهند

[از زاویه دید لونا]
وقتی برگشتم سر میز، لیوان توی دستم بود ولی افکارم یه جای دیگه پرسه می‌زد. تهدید مین‌جی... اون لحنش، اون نگاه کثیفش. انگار فکر می‌کرد با حرف زدن می‌تونه منو بلرزونه.
خنده‌دار بود.
نشستم کنار آیلا. نگاهی بهم انداخت و گفت:
ـ چی شد؟ نوشیدنی اون‌قدر خوشمزه بود که اخم کردی؟
لبخند نصفه‌ای زدم.
ـ مین‌جی. اومده بود خودی نشون بده. تهدید کرد. گفت باند تو خطره.
جنی که نزدیک بود، لیوانش رو گذاشت رو میز و با پوزخند گفت:
ـ بامزه‌ست. هنوز فکر می‌کنه یه چیزی از ما بیشتر داره؟
رزی با صدای آرومی گفت:
ـ سیستم امنیتی‌مون فعلاً پاکه. ولی بهتره امشب قبل خواب یه دور همه‌چی رو اسکن کنم.
من فقط یه کلمه گفتم:
ـ مراقب باشید.
[از زاویه دید کوک]
از دور نگاهش کردم. آروم با اعضای باندش حرف می‌زد، ولی تو نگاهش یه چیزی فرق کرده بود. اون برق خاص تو چشماش، وقتی عصبی می‌شد... اون نگاه سرد و دقیق، وقتی برنامه تو ذهنش می‌چید... آشنا بود. چون خودمم وقتی تصمیم به انتقام می‌گیرم، دقیقاً همین شکلی می‌شم.
تهیونگ به آرومی کنارم گفت:
ـ اونی که نوشیدنی برداشته، اون لوناست دیگه؟
ـ آره. اونم مین‌جی رو دید.
جیمین پوزخند زد:
ـ احتمالاً تا قبل صبح مین‌جی یا ناپدید می‌شه، یا خودش التماس می‌کنه که ببخشنش.
من لبخند زدم. آروم، بدون این‌که کسی بفهمه.
ـ ولی یه چیز دیگه... لونا پیشنهاد همکاری منو رد کرد.
شوگا با تعجب برگشت سمتم:
ـ جدی؟ تو بهش پیشنهاد دادی؟!
ـ آره. ولی با اون نگاه مغرور مخصوص خودش گفت: "خودم می‌تونم."
و باور کن، فکر می‌کنم واقعاً هم می‌تونه...
دیدگاه ها (۰)

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت دوم و باور کن، فکر می‌کنم واقعاً ه...

یکم اطلاعات راجب مقر باند لونا و کوکمقر "ماه خونین" (لونا) د...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت اول لونا با قدم‌های آرام و حساب‌شد...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت اول: آغاز شب‌های تاریک صدای چکمه‌های سیاه ...

خانم کیم آروم گفت: «شما رو. یه کم توجه، یه کم عشق. از وقتی خ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۱مین جی پلک زد و شرمنده خندید : را...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۹لحظه دیگری بود که تهیونگ همراه جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط