{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر دارد با من دیوانه بازی میکند

شعر دارد با من دیوانه بازی میکند
نیمه شب ها تا سحر تصویرسازی میکند
مینشیند با جنونم ، با من و تنهایی ام
مثل عاشق پیشه ها،هی عشق بازی میکند
شیوه اش جبر است و خود را در جدالی با دلم
مثل یک دیکتاتوری از حزب نازی میکند
تا که میخواهم خودم باشم، حقیقت رو کنم
زندگی را مثل دنیای مجازی میکند
مرد منطق میشوم. از او که دوری میکنم
عقل و منطق را کمی با عشوه راضی میکنم
تا که غم سر میرسد از کوچه تنها رد شود
سفره می اندازد و مهمان نوازی میکند
دیدگاه ها (۵۱)

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با منتو لب تر کن همین؛ چ...

قسم به آنکه تو را آفرید در بارانهنوز منتظرم مثل بید در باران...

عوض اینکه بپرسند کمی حالم راتا رسیدند، بریدند پر و بالم راسی...

از من دوریخیلی دوراما من تو را همین جا قاب گرفته ام در قلبمک...

#عشق_مجازی🌾 مرد منطق میشوم از او که دوری میکنمعقل و منطق را ...

راستش هول میشوم وقتی ب عکس هایت نگاه میکنم... چشمانت مرا درگ...

(Part24)15 سال دروغ.. فصل دوم.. {اون فقط...

سلام خطاب به انها... باور کنید من هیچ یک از منافع شما را تهد...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_بیست...

بنظرم خودت گلیمت از توی آب به تنهایی بتونی بکشیش بیرون خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط