{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دخترای شیطون

رمان دخترای شیطون
پارت_۴۷

میشناسمش دختره لجبازیه ولی اگه اون لجبازه من از اون لجباز ترم
رفتم سمت ویلا دیدم که توی ماشین راشا نشسته خواستم برم سمت ماشین که راشا اومد راشا:کجا بودی دنبالت میگشتم
من:گوشیه رزا تو خونه بی بی جا مونده بود رفتم اوردم براش
راشا:رزا کوش
من:تو ماشینت نشسته
راشا:باشه داداش بشین که بریم سمت تلکابین
من:باشه
داشتم میرفتم سمت ماشین که یه دست نشست روی شونم
برگشتم دیدم رویاله اخمام رفت توهم
من:چی میخوای؟
رویال:اوم اراد میگم من از تلکابین میترسم قول بده پیشم باشی
با این حرفش دستاشو گذاشت رو سینم به حالت نوارش
دستاشو گرفتم به شدت پس زدم
من:رویال یادت نیست تو خونه بهت چی گفتم
رویال:ببین اقا اراد به تو و ارمیا هم گفتم اگ منو اذیت کنین میرم به همه میگم ارمان باهام چکار کرده فهمیدی
من:ببین خانم کوچولو پدر من هیچ وقت پسرشو به تو نمیفرشه
تو دلم به حرفم پوزخند زدم کدوم پدری اخه
رویال حرصی نشست توی ماشین
داشتم سوار ماشین میشدم که چشمم خورد به رزا که داره منو نگاه میکنه تا دید دارم نگاش میکنم نگاش و دزدید
با ناراحتی نشستم تو ماشین
خواستم اس ام اس بدم که دوست دارم ولی با خودم گفتم خوشایند نیست باید رو در رو باشه
بقیه هم اومدن سوار شدن
راه افتادیم
بعد از۳۰مین رسیدیم همه از ماشینا پیاده شدیم
دیدم چشمای رزا قرمز شده الهی اراد دورت بگرده عروسکم
خودم از کارم پشیمون شدم ولی چکار کنم دوسش دارم از روی ه*و*س نیست از روی عشقه
از همون روز اول که تو فروشگاه دیدمش از اون بلبل زبونیش از توی مهمونی که سرسنگین بود از شمال از اون روزی که اب بازی کردیم از همه چیش
اجازه نمیدم مال کسب بشه
فقط مال خودمه
همه تو سف تلکابین بودن چهار تا چهارتا میرفتن منم خودمو پشت رزا جا کردم
ارمان و ارمیا و ریحانه و رها اولیش
راشا و ارسام و ایناز و ایدا دومیش
منو ارشام و رویال و رزا سومیش ارتام نیومد
رزا منو که دید جا خورد
من یه لبخند براش زدم که پشتشو به من کرد
رفتم پشتش که تلکابین تکون خورد از پشت افتاد تو بغل من
رزا:ولم کن اراد
من:تا به حرفام گوش ندی نمیزارم بری رزا
هیچی نگفت
من:رزا من...
ارشام:اراد
اههههههه لعنتی برگشتم طرفش
من:بعله
ارشام:کاراتونو بزار خلوت انجام بدین بابا مجرد اینجا هست
من:ارشام دهنتو ببند
برگشتم طرف رزا
رزا:بیا خیالت راحت شد
ارون گفت که اونا نشنون
من:رزا باید باهات حرف بزنم
رزا:مگه همه حرفاتو نزدی بهم تو و اون داداش ارمیات لنگه همین
من:رزا تو گوش بده به حرفام بعد هر کاری خواستی بکن
رزا:باشه بگ‌‌‌.....
رویال:اراد جان
وای خدا الانه خودمو پرت کنم پایین
من:چی میگی رویال
رویال:میگم.....
من:تو نمیخواد هیچی بگی
رو کردم سمت رزا
دیدگاه ها (۵)

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

(یعنی نمی دونم مرده یا نه جنازه اش نیست ولی سم خورد)

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:5ب...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط