{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☜مَـــــــــــــــن...

☜مَـــــــــــــــن...
تو زندگــے یه وَقتایــے حاضرجوابی کردم•••
یه وَقتایــے با کســے ساختم•••
یه وَقتایــے پروبازی درآوردم•••
یه وَقتایــے بخشیدم•••
یه وَقتایــے عاشق یه بی ارزش شدم✘•••
یه وَقتایــے افتادم•••
یه وَقتایــے توبیداری کابوس دیدم⚡•••
یه وَقتایــے ضربه خوردم•••
یه وَقتایــے تو تنهایــے مُـردَم ⬛•••
حالا باید بگــــــــم
من از تــمــوم اینا درس یـاد گرفتم❗✔
حالا خوشحالم که خودمم❗✔
خلاصه بگم باخودت نگو طفلی کسی رو نداره❗✘
تنهام چون دیگه به عشق اعتقاد ندارم❗✔
به خودم افتخارمیکنم چون هرزگی نکردم

●●●•••مَـــــــــن خودَمَــــم•••●
 ، ساده ،مهربون....
دیدگاه ها (۵)

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

پارت هفدهم"ویو جیمین"*ماشینو جلوی خونه‌ی بچه ها نگه داشتم. ز...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

Part 3

پارت. 29

آخرین دعا 10

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط