ببار ای ابر بارونی میدونم تشنه آبم( قلمی از من)
ببار ای ابر بارونی میدونم تشنه آبم( قلمی از من)
منو کشتی با این کارات عزیزه مهربونه من
میدونی آخر قصه میشی هم آشیون من؟
الان شاید نباشم من توی امواج افکارت
ولی موجم میام بازم توی ساحل به د یدارت
میدونی قهوه تلخم که با عشق تو شیرینم؟
میدونی هاله ای نوری توی چشمان غمگینم؟
تو شبهای غم و تاریک تو تنها روزن نوری
که رویاهامو جوون میدی میون حسرت دوری
میدونی مرد بی رویا مثه مرداب بی جوونه
کویر تشنه یادت فقط محتاج بارووونه؟
ببار ای ابر باروونی میدونم تشنه آبم
میخوام خیس شه تنه خستم تا آروم شه دله داغم
منو کشتی با این کارات عزیزه مهربونه من
میدونی آخر قصه میشی هم آشیون من؟
الان شاید نباشم من توی امواج افکارت
ولی موجم میام بازم توی ساحل به د یدارت
میدونی قهوه تلخم که با عشق تو شیرینم؟
میدونی هاله ای نوری توی چشمان غمگینم؟
تو شبهای غم و تاریک تو تنها روزن نوری
که رویاهامو جوون میدی میون حسرت دوری
میدونی مرد بی رویا مثه مرداب بی جوونه
کویر تشنه یادت فقط محتاج بارووونه؟
ببار ای ابر باروونی میدونم تشنه آبم
میخوام خیس شه تنه خستم تا آروم شه دله داغم
- ۷۳۴
- ۰۲ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط