{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانم روز مرگم غمگین خواهی بود...

می دانم روز مرگم غمگین خواهی بود...

نه برای من!

من که مدت هاست رفته ام...

برای خودت!

آخر دیگر کسی نیست

که با تمام وجود تو را دوست بدارد

دیگر کسی نیست

که بی محلی هایت را طاقت بیاورد...

دیگر کسی نیست

که برای دیدن لبخند زیبایت دنیا را به رقص بیاورد

دیگر کسی نیست

که خدایش باشی... که پرستش ات کند!

می دانم!

غمگین می شوی

نه برای من

برای خودت!

که جز دفتر شعرهایم

در یاد هیچ کس ماندگار نخواهی بود؛

که آرام آرام

فراموش خواهی شد...
دیدگاه ها (۸)

احساس نَـــبودَنتتمام غزلهایم را تَمَســخُر میکند...قافیه ها...

می پرسم مادر؟بلورها راچرا در بوفه می چینی؟می گوید:شکستنی ها ...

دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَمدر دنـج تریــن جای ِ کافــه ا...

همیشه منتظرت هستمخیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنیاین...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در جهنمی که خدایانِ ساخته‌ی ذهن، بندگان خود را تا لب چشمه می...

تنهایی، شبیه به یک خانه‌ی قدیمی و متروک است؛ در ابتدا سرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط