{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه

نه

این برف را دیگر

سرِ باز ایستادن نیست،

برفی که بر ابرو و موی ما می نشیند

تا در آستانه ی آیینه چنان در خویش نظر کنیم

که به وحشت

از بلندِ فریاد وارِ گُداری

به اعماق مغاک

نظر بردوزی .

احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

جزء الذی لایتجزی

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۱/۵

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۶ | خانه‌ی الکساندربعد از ساعت‌ها رانندگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

Anya x Damian پارت۵۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط