تکپارتی شوگا
تکپارتی شوگا
My eternal love
ویو ات
دو سالی میشه با شوگا ازدواج کردم امشب شوگا گفت میخوام برم جایی منتظرم نمون بخواب منم یکم فیلم دیدم غذا خوردم رفتم خوابیدم
پرش زمانی به سه ساعت بعد
یهو تو خواب دست یکی رو دور کمرم حس کردم چشامو باز کردم دیدم شوگا بهم چسبیده
ات: کی اومدی عشقم
شوگا: هیچی نپرس بهت نیاز دارم
ات: شوگا بازم مست کردی
شوگا: آره یکم
ات: یکم نیست ببین چقدر مست کردی نمیتونی روی پاهات وایسی
شوگا: من خوبم فقط یکم زیادروی کردم
ات: دیگه حق نداری مست کنی
شوگا: بیبی لطفاً زود باش فردا حرف میزنیم الان بهت نیاز دارم
بلند شدم روی تخت نشستم
شوگا: کجا با این عجله
رفتم آشپزخانه براش آب قرص آوردم
ات: اینا رو بخور
ازم گرفت گذاشت رو میز بغلم کرد گذاشت روی میز آرایش شروع کرد به بوسیدن لبم
شوگا: بیبی همراهی کن
ات: باشه ددی
بردتت انداخت روی تخت آروم آروم لباسامو در آورد انداخت زمین لباسای خودشو هم در آورد شروع کرد به گذاشتن کیس مارک های دردناک
( با ذهن خوب خودتون 😂😈)
صبح با نوازش شوگا بیدار شدم تو چشاش زل زدم
شوگا: صبح بخیر مامان بچه هام
ات : چی میگی
دستشو گذاشت رو شکمم
شوگا : ببین اینجا برات نی نی هامونو کاشتم
ات: مگه من زمین کشاورزی هستم
شوگا: یجورایی
ات: خفه شو شوگا
شوگا: کمرم درد میکنه دو ساله زنمی ولی همچنان تنگی بیبی باید یه شب قشنگ روت کار کنم
ات: ببند دهنتو
شوگا: شب کی بود داشت جیغ میزد
ات : ننه ات بود
شوگا: بیا غذاتو بخور برای شما صبحونه آماده کردم
ات: خدا رو شکر بیار اینجا مردم از گشنگی
شوگا: بیا بیا اگه زامبی ها حمله کنن اولین نفر من خورده میشم از طرف شما
غذا رو گرفتم گذاشتم جلوم شروع کردم به خوردن
هیچی بعد از یک هفته خبر رسید ات سه قلو حامله اس تامام...
My eternal love
ویو ات
دو سالی میشه با شوگا ازدواج کردم امشب شوگا گفت میخوام برم جایی منتظرم نمون بخواب منم یکم فیلم دیدم غذا خوردم رفتم خوابیدم
پرش زمانی به سه ساعت بعد
یهو تو خواب دست یکی رو دور کمرم حس کردم چشامو باز کردم دیدم شوگا بهم چسبیده
ات: کی اومدی عشقم
شوگا: هیچی نپرس بهت نیاز دارم
ات: شوگا بازم مست کردی
شوگا: آره یکم
ات: یکم نیست ببین چقدر مست کردی نمیتونی روی پاهات وایسی
شوگا: من خوبم فقط یکم زیادروی کردم
ات: دیگه حق نداری مست کنی
شوگا: بیبی لطفاً زود باش فردا حرف میزنیم الان بهت نیاز دارم
بلند شدم روی تخت نشستم
شوگا: کجا با این عجله
رفتم آشپزخانه براش آب قرص آوردم
ات: اینا رو بخور
ازم گرفت گذاشت رو میز بغلم کرد گذاشت روی میز آرایش شروع کرد به بوسیدن لبم
شوگا: بیبی همراهی کن
ات: باشه ددی
بردتت انداخت روی تخت آروم آروم لباسامو در آورد انداخت زمین لباسای خودشو هم در آورد شروع کرد به گذاشتن کیس مارک های دردناک
( با ذهن خوب خودتون 😂😈)
صبح با نوازش شوگا بیدار شدم تو چشاش زل زدم
شوگا: صبح بخیر مامان بچه هام
ات : چی میگی
دستشو گذاشت رو شکمم
شوگا : ببین اینجا برات نی نی هامونو کاشتم
ات: مگه من زمین کشاورزی هستم
شوگا: یجورایی
ات: خفه شو شوگا
شوگا: کمرم درد میکنه دو ساله زنمی ولی همچنان تنگی بیبی باید یه شب قشنگ روت کار کنم
ات: ببند دهنتو
شوگا: شب کی بود داشت جیغ میزد
ات : ننه ات بود
شوگا: بیا غذاتو بخور برای شما صبحونه آماده کردم
ات: خدا رو شکر بیار اینجا مردم از گشنگی
شوگا: بیا بیا اگه زامبی ها حمله کنن اولین نفر من خورده میشم از طرف شما
غذا رو گرفتم گذاشتم جلوم شروع کردم به خوردن
هیچی بعد از یک هفته خبر رسید ات سه قلو حامله اس تامام...
- ۱۷.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط