{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو میدانی دلم تنگ است

تو میدانی دلم تنگ است
دلم کنج قفس در سینه ام تنگ است
و میدانی
دلم تنگ است
دلم پر میکشد بر دیدن رویت
ولی انگار دلت سنگ است
نمیریزی تو آبی بر دل سوخته
که آتش میکشد جانم ز هجر دوریت معشوقم
و صد حیف راه من دور است
و دست تو ز دست من دورتر که هجرانت
وچشمانت مرا کرد آشفته
چقدر سخت است این تقدیر
نفس بالا نمی آید
و بغضم بر لب جان است
نمیترکد
که خالی کند غم دل تنگی و هجران
و خالی تر از آن شانه گرمت
سرمن بر روی آن شانه
نفسهای عمیق از عطر تن
همه احساس من را گرفته باز دقیقا خوب نشانه
و این ضعف من است اینک که میگویم
دلم تنگ است و میدانی و میخندی
دلت سنگ است

#بهزاد
@sheerbehzad
دیدگاه ها (۱)

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

پدرم نیست ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط