{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...
P²⁰

شوگا«نمیتونی
شوگا«از اونجا زدم بیرون...منظورش چیه....نمیتونه فرار کنه.....بعد از اونجا رفتم خونه یه دوش گرفتم....لباسام رو عوض کردم و رفتم بیمارستان....ا.ت توی کما بود....عذاب وجدان داشتم....تقصیر منه.....اصن چرا عذاب وجدان؟....اونم به خاطر یه دختر....دختری که قرار بود عذابش بدم....رفتم اتاق دکتر

دکتر«بستگی داره
شوگا«منظورتون
دکتر«زمانش رو نمیتونم بگم....ممکنه ۱ روز یا ۱ هفته شایدم ۱سال طول بکشه...ولی بهتون اطمینان میدم که بک سال نمیشه
شوگا«خیلی ممنون

عمارت ته و کوک

کوک«یعنی چی که تو کماسسسسسسس
....«تا اونجایی که فهمیدیم یک هفته تمام بدون آب و غذا بودن
ته«اون شوگای....
کوک«حیف نمیتونم کاری کنم


عمارت شوگا

شوگا« روی تختم دراز کشیده بودم....یاد خاطراتم با خواهرم افتادم....میچا دلم برات تنگ‌شده.....

فلش بک

میچا«داداشی کجایی؟
شوگا«پیدام کن
میچا«زیر میز قایم شدی
شوگا«پیدام کردی
میچا«حالا باید برام کتاب بخونی
شوگا«باشه

شب

شوگا«...................(مثلا یه داستانی رو خوند و تموم شد)
شوگا«نگاهش کردم.... خوابش برده بود....موش موشک داداش
...........

میچا«داداشیییییی
شوگا«بله
میچا«میشه شوگا صدات کنم؟!
شوگا«چر؟
میچا«چون مثل شگر خیلی شیرین و بامزه ای
شوگا«ای شیطون

...............
دیدگاه ها (۶)

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P²¹........میچا«داداششوگا«جونممیچا«میشه اینو توضیح...

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P²²عمارت ته و کوکنامجون«من دو نفر رو پیدا کردم بفر...

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P¹⁹شوگا«هوفففف بلند شدم رفتمسوار ماشین شدمو رفتم ا...

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P¹⁸شوگا«رنگش پریده بود......مثل گچ سفید بود....اون...

part 3"نویسنده"ته ماشین رو جلوی عمارت بزرگ و باشکوه کیم پارک...

وقتی قهر بودی.....________________________ویو کوکالان یه هفت...

شروع فصل دوم Part:54 کوک : شب شده بود تهیونگم که مثل بقیه رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط