{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

s

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★
Part:¹³
بورا: خودت خوب میدونی من مامایی خوندم بزار یه بار بیبی چک رو امتحان کن
ا.ت: باشه(نگران)
(الان ویوی هیچ کس نیست)
(⁵مین بعد)
بورا: بیا ا.ت
ا.ت: بورا، خیلی میترسم اگه مثبت بود نمیخوام به جونگ‌کوک بگم من ازش متنفرم
بورا: حالا تو تست بده شاید من اشتباه کردم
(¹مین بعد)
ا.ت: بیا، من نمیخوام ببینم تو ببین اگه جواب داد بهم بگو
بورا: باشه، یکم گذشته ، با چیزی که دیدم شکم زد!!!!!!
بورا: ا.ت ، ا.ت حام.له ایی(شک)
ا.ت: حالا چیکار کنم بورا؟؟!!!(گریه)
بورا: میخوای به جونگ کوک‌بگی؟
ا.ت: اصلاااا فردا سقطش میکنم
بورا: ا.ت شما گناه کارید بعد میخوای این بچه بیگناه رو بکشی؟
ا.ت: نمیدونمممم؟(گریه شدید)
بورا: اگه نمیخوای بگی پس نگو بیا بریم خونه
ا.ت: باشه
(خونه)
ا.ت: درو باز کردم که کوک رو دیدم نشسته رو صندلی پیش جیمین
جیمین: او امدید
ا.ت: هوم(سرد ولی بغضش گرفته بود)
بورا: سلام من لی بورا هستم دوست صمیمی ا.ت و جیمین
جونگ کوک: سلام منم دوست جیمینم، جیمین اگه معذبید من میرم
جیمین: نه لازم نیست بمون، دخترا بیاید بشینید،ا.ت
ا.ت: بله؟
جیمین: بیا بشین
ا.ت: هوم
جونگ کوک: اوم حالت خوبه؟(رو به ا.ت اروم گفت)
ا.ت: ها؟ اره
جیمین: ا.ت واقعا حالت خوبه؟ قیافت اینو نمیگه ها؟
بورا: اه معلومه اخه امروز یه بچه گربه رو دید که کنار خیابون مرده بود بخاطر همین اینطوریه(خنده ضایع)
جونگ کوک و جیمین: آهااا
ا.ت: راستش...
دیدگاه ها (۰)

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:¹⁴ا.ت: راستش واقعیت این نیست بورا: ا.ت؟ا...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:¹⁵(فردا)(ویو هیچکس)ا.ت با جونگ کوک و بور...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:¹²(¹هفته بعد)(ا.ت ویو)خیلی وقته تقریباً ...

★ʟᴀᴡʟᴇꜱsʟᴀᴡʏᴇʀ★Part:¹¹(دادگاه)ا.ت: سلام (سرد)جونگ کوک: سلامن...

طراح عشق

طراح عشق

Part 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط