#رمان 🧚♀🌸
#رمان 🧚♀🌸
#دیوونه.ی.دوست.داشتنی 💕🥣
#پارت.هفده 👒💚
•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•
خندید و گفت :< من برای کسی به جز خودم دلسوزی نمی کنم همه ی این کارا هم برای خودمه ، اگه من با شما ازدواج کنم از شر گیر دادن های مادرم خلاص میشم >
دیانا :< خبببب آقای مغرور حالا میشه بفرمایید بگید اینا چه سودی برای من دارن ؟ اصلا من چرا باید قبول کنم ؟ >
ارسلان:< چون این قرار به نفع هر دومونه >
دیانا :< نفع؟ >
ارسلان :< اینطور که شما علاقه به درس خوندن دارید به نظرم حتما خیلی هم دوست دارید که تو یکی از کالج های خارجی ادامه تحصیل بدید! اگه با من ازدواج کنید با کمک من میتونید توی یکی از بهترین کالج های کارج درس بخونین در ضمن من برای مهریه تون هزار سکه در نظر گرفتم که بعد از جدایی با این هزار سکه ی مهرتون می تونید زندگی راحت تری نسبت به قبل داشته باشید و نیازی به کار کردن نداشته باشید ، میبینید ؟ این یه معامله ی دو سر برده هم من از زن گرفتن خلاص میشم هم شما بعد جدایی این امکانات براتون مهیا میشه >
دیانا :< حالا این بازیه مسخره رو تا کی باید ادامه بدیم؟ >
ارسلان :< تا دو سال ، در ضمن تو این دوسال هیچ کس نباید بفهمه ازدواج مون صوری بوده همه باید فکر کنن ما یه زوج عاشق و خوش بختیم بهانه ی طلاق مون هم میگیم برای اختلافِ... >
دیانا :< بسههههه برای طلاق هم برنامه ریختی ؟ واقعا که >
ارسلان :< به هر حال اینو یادت باشه که بله گفتن تو به نفع هردو مونه خوب بهش فکر کن >
دیانا :< دیگه نمیخام چیزی بشنوم الانم بهتره بریم بیرون خیلی وقته تو اتاقیم >
سرشو تکون داد و رفتیم بیرون انقد عصبی بودم که دلم میخاست همین الان بزنم فک این پیره رو بیارم پایین ،
بر خلاف ظاهرش که آدمو شیفته ی خودش می کرد اصلا قابل تحمل نبود معلوم بود زن قبلیش چرا ولش کرد رفت ،
حالم از خودش و اون حرفاش و پیشنهادای چرندش بهم میخورد ؛
•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•
#دیوونه.ی.دوست.داشتنی 💕🥣
#پارت.هفده 👒💚
•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•
خندید و گفت :< من برای کسی به جز خودم دلسوزی نمی کنم همه ی این کارا هم برای خودمه ، اگه من با شما ازدواج کنم از شر گیر دادن های مادرم خلاص میشم >
دیانا :< خبببب آقای مغرور حالا میشه بفرمایید بگید اینا چه سودی برای من دارن ؟ اصلا من چرا باید قبول کنم ؟ >
ارسلان:< چون این قرار به نفع هر دومونه >
دیانا :< نفع؟ >
ارسلان :< اینطور که شما علاقه به درس خوندن دارید به نظرم حتما خیلی هم دوست دارید که تو یکی از کالج های خارجی ادامه تحصیل بدید! اگه با من ازدواج کنید با کمک من میتونید توی یکی از بهترین کالج های کارج درس بخونین در ضمن من برای مهریه تون هزار سکه در نظر گرفتم که بعد از جدایی با این هزار سکه ی مهرتون می تونید زندگی راحت تری نسبت به قبل داشته باشید و نیازی به کار کردن نداشته باشید ، میبینید ؟ این یه معامله ی دو سر برده هم من از زن گرفتن خلاص میشم هم شما بعد جدایی این امکانات براتون مهیا میشه >
دیانا :< حالا این بازیه مسخره رو تا کی باید ادامه بدیم؟ >
ارسلان :< تا دو سال ، در ضمن تو این دوسال هیچ کس نباید بفهمه ازدواج مون صوری بوده همه باید فکر کنن ما یه زوج عاشق و خوش بختیم بهانه ی طلاق مون هم میگیم برای اختلافِ... >
دیانا :< بسههههه برای طلاق هم برنامه ریختی ؟ واقعا که >
ارسلان :< به هر حال اینو یادت باشه که بله گفتن تو به نفع هردو مونه خوب بهش فکر کن >
دیانا :< دیگه نمیخام چیزی بشنوم الانم بهتره بریم بیرون خیلی وقته تو اتاقیم >
سرشو تکون داد و رفتیم بیرون انقد عصبی بودم که دلم میخاست همین الان بزنم فک این پیره رو بیارم پایین ،
بر خلاف ظاهرش که آدمو شیفته ی خودش می کرد اصلا قابل تحمل نبود معلوم بود زن قبلیش چرا ولش کرد رفت ،
حالم از خودش و اون حرفاش و پیشنهادای چرندش بهم میخورد ؛
•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•🤎•🧸•
- ۵.۲k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط