{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبل ازتو

قبل ازتو
حرفه قلوب
تنهاتپیدن بود
بعداز هویدایی ات
تپش گرفتند
ضربانها نامنظم شد
چهره ها گُر گرفت
دست ودل لرزیدند
قاعده زندگی برهم خورد
چراکه شمایل نیکوی تو
وسط تمام این ماجراهابود

دیدگاه ها (۱)

شـــــاخـــــای ابرک و no pv های عزیزجلـــــد ڪتاباتونـــــو...

معــنای خوشبــختی این است که در دنیا کســی هستکه بی اعتنا به...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

عقد با رئیس 𝒫𝒶𝓇𝓉 20صدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات پشت...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

dark life = 38

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

Between Sleep and Breath

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط