P.3

P.3

چند ماه گذشت. دیگه خبری نشد.

ا.ت زندگی رو ادامه داد، ولی همیشه یه جای قلبش خالی بود. یه جای مشخص، دقیقاً اندازه‌ی جونگ‌کوک.

تا یه شب... یه لایو.

جونگ‌کوک بود. موهاش بلندتر شده بود، خسته‌تر بود… ولی همون لبخند همیشگی.

یه لحظه نگاهاش به دوربین قفل شد. ساکت موند.
آروم گفت:

ـ «می‌دونم شاید الان ببینی… فقط خواستم بگم... اگه یه روزی دیر رسیدم، بدون که هنوزم عاشقتم. فقط دنیا، اون‌قدری خوب نبود که ما دو تا رو کنار هم نگه داره.»

ا.ت پشت موبایل، اشکاشو پاک کرد، لب زد، بی‌صدا:
ـ «من هنوزم دوستت دارم، حتی اگه دیگه صدامو نشنوی...»


پایان...
دیدگاه ها (۳۰)

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

چندپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط