{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
این دلم دست تو بوده به کجایش بردی؟

آخر این رسم وفا داری و ایام نبود
باور زندگیم را به کجایش بردی؟

پشت در پشت تو بودم سر هر پیچ و خطر
گرمی سینه من را به کجایش بردی؟

مرگ هر لحظه همین جاست،پشت این پنجرها
زندگی دست تو بوده به کجایش بردی؟

چقدر سخت شده شعر نوشتن بی تو
واژه ها دست تو بوده به کجایش بردی؟

بعد از اینم من و دلتنگی و بی حوصلگی
نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
دیدگاه ها (۲)

منطقت را منطقم بی منطقی تفسیر کردمنطق بی منطقت قلب مرا تسخیر...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیا...

قوی کسی است که,نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،و نه اجازه می...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

فراتر از خویش

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

برده عمارت جئون

پارت 1پشت صحنه کنسرت مثل همیشه آخر دیوانه‌خونه بود. صدای کوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط