{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف های خنده دار, طنز اعتراف

اعتراف های خنده دار, طنز اعتراف

اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!
دیدگاه ها (۲)

اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی تلویزی...

یكی از فانتزیام اینه که اونایی رو كه پستامو میخونن می خندن و...

از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر ی...

یکی از فانتزیام اینکه یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بر...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واک...

خون آشامی که عاشقش شدم پارت یازدهم

قاب بیست و هشتم ماه عسلاحسان علیخانی در قاب بیست و هشتم “ماه...

بیشتر بخوانید: خبر درگذشت زهره قاسمی .اعتماد نوشت: زهره را د...

#تکپارتی#کوکاز اون زمان ۱ هفته می‌گذشت. مینگجی زمین خورده بو...

سناریوی داستان : قلبی از سنگ برای خواندن کپشن چک شه

#پارت_۱۱۵ #آخرین_تکه_قلبم نیمالبخند زد..منم لبخند زدم و سرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط