{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند روزی یه دزد با یک نابینا 1 کاسه آلوچه خریدند و با

میگویند روزی یه دزد با یک نابینا 1 کاسه آلوچه خریدند و با هم قرار گذاشتند,دو تا دو تا بخورند تا تموم بشه وسط کارنابینا مچ دزد و گرفت و به او گفت:مردک، چرا تو مشت مشت میخوری؟ دزد گفت: تو که کوری از کجا متوجه شدی که من مشت مشت میخورم؟ نابینا میگه؛ از آنجا که من چهار تا چهار تا میخورم و تو صدات در نمیاد!




حالا فهمیدید اختلاسها چرا پیگیری نمیشن !
دیدگاه ها (۲)

بانک، بانک، بانک ...خیابان‌های ما به استثمار بانک‌ها درآمده‌...

زنده باد ایران

میگویند روزی یه دزد با یک نابینا 1 کاسه آلوچه خریدند و با هم...

روایت است روزی یه دزد با یک نابینا 1 کاسه آلوچه خریدندو با ه...

روایت است روزی یه دزد با یک نابینا 1 کاسه آلوچه خریدندو با ه...

روایت است روزی یک دزد با یک نابینا یک کاسه آلوچه خریدند و با...

ميدونيد چرا اختلاس ها پیگیری نمی شوند؟روايت است يك روز يه دز...

روزی یک دزد با یک نابینا یک کاسه آلوچه خریدند و با هم قرار گ...

روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قر...

ميدانيد چرا اختلاس ها پيگيري نميشوند؛روايت است يك روز يك آدم...

خیانتهای رضاشاه و پسرش به تاریخ ، فرهنگ و ادبیات فارسی !!!کا...

فیک تهیونگ پارت3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط