{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتممیری

گفتم:میری؟؟
گفت:آره....
گفتم:منم بیام؟؟؟
گفت جایی که من میرم جای 2نفره نه3نفر....
گفتم:برمیگردی؟فقط خندید...
سرموانداختم پایین...
اشک توی چشمام حلقه زد...
دستشوزیرچونم گذاشت سرموبالاآورد...
گفت:میری؟؟؟
گفتم:آره..
گفت:منم بیام؟؟؟
گفتم:جایی که من میرم جایه1نفره نه2 نفر...
گفت:برمیگردی؟؟؟
گفتم:جایی که میرم برگشت نداره...
من رفتم....اونم رفت...
ولی اون مدت هاست برگشته وبااشک چشمانش خاک مزارم رو شست وشو میده....خستم از روزگاری که برایش ساخته نشده ام....

#محمدبیباک
۶/۵/۹۵
دیدگاه ها (۳۶)

بخون من که اشکم در اومد👇 👇 👇 👇 👇 👇 ☺ ️وقتی یک سالت بود مشغول...

از دست ِباران دلخورم، دیشب نباریددیشب نه باران آمد و نه ماه ...

ⓜⓘⓜ 🍁 ⓜⓔⓢⓛⓔ 🍂 ⓜⓐⓡⓨⓐⓜ 🍁 🍂 چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمیک...

ⓜⓘⓜ 🍁 ⓜⓔⓢⓛⓔ 🍂 ⓜⓐⓡⓨⓐⓜ 🍁 یک جاهایی بدون اینکه کسی متوجه شودناگ...

#pain #P²³با تعجب به صفحه لپتاپ خیره شدم و ناباورانه گفتمتهی...

رمان نخ سرخ عشق     part12کارلوس :خب چرا بهم میگی نمی ترسی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط