{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا دوم ابتدایی بودم خیال میکردم زرنگم..

آقا دوم ابتدایی بودم خیال میکردم زرنگم..
زنگ املا بود و معلم شروع کرد به املا گفتن.منم نوشتم.بعد که معلم تصحیح کرد من 3گرفتم(از همون کوچکی باهوش بودم هههههه)
املا رو باید میاوردم بابام امضا کنه.دیدم خیلی ضایعست،کتک میخورم.گفتم 3 رو درست کنم 13 تا فقط دعوام کنه.از همون جا که خیلی باهوش بودم همون 13رو هم غلط نوشتم.یک رو گذاشتم اینور شد 31
خیلی خوشحال رفتم خونه نشون بابام دادم گفتم 13گرفتم امضاش کن.حالا بابام داره با تعجب به 13نگاه میکنه..گفت 13گرفتی آره،،بلند شد دنبالم کرد گرفت منو د بزن. کلی کتک خوردم اونشب.
بعد اونشب درس عبرتی شد واسم که در گذاشتن 1دقت بیشتری کنم.
دیدگاه ها (۷)

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

#دوست_شیطون_منPart:2یهویی هیونجین یه مشت خوابوند تو صورت هیس...

پارت ۳

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

فیک: (زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)ویو ات:سلام،من ی...

پارت یک و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط