{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنارم می گذشت. نگاهم به نگاهش افتاد.بعد از ثانیه ها تا

از کنارم می گذشت. نگاهم به نگاهش افتاد.بعد از ثانیه ها تامل سلامش را با لبخندی سرد نثارم کرد و رفت.گمان کنم من را نشناخت. .........
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖یونگی همان چیزی بود که درباره‌اش می‌گ...

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

پارت ۶پارک تقریباً خلوت بود.چند دقیقه‌ای بود که کنار هم راه ...

غمگینم می‌کرداما نمی‌توانستم رهایش کنم، گمان می‌کردم اوآخرین...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²¹بعد از اون شب مینهو و جونگین تصمیم...

پارت پنجم | نگاه اولپارک لارامیچا دستم رو گرفت و از بین آدم‌...

P14طناز چند قدم پشت سر جئون راه می‌رفت. راهروی اصلی عمارت هن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط