اینجا جای عجیبی ستــ
اینجا جای عجیبی ستــ
هر روزم به روزمرگی بر پشت این میز های کوچک می گذرد
آنقدر آنها را کوچک ساخته اند که
زانوهایم به زانوهایت می چسبد
اما آن کافه چی نمی داند که
هر چند میزهایش کوچک باشد و تو به من نزدیک تر
دل ها که دور باشد
حتی اگر هم نفسش باشی و هم نفست نباشد
باز هم غریبه ای
حتی در این نزدیکــــی...
هر روزم به روزمرگی بر پشت این میز های کوچک می گذرد
آنقدر آنها را کوچک ساخته اند که
زانوهایم به زانوهایت می چسبد
اما آن کافه چی نمی داند که
هر چند میزهایش کوچک باشد و تو به من نزدیک تر
دل ها که دور باشد
حتی اگر هم نفسش باشی و هم نفست نباشد
باز هم غریبه ای
حتی در این نزدیکــــی...
- ۱.۳k
- ۰۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط