Part
Part:92
الکس: بازم جلو کسی اینجوری نمیری(جدی)
سوبین : اوهو مگه شوهرمی دستور میدی
الکس : آروم کتمو درآوردمو بهش پوشوندم
سوبین : هعی این لباس دراز تو برا من یکی گندس
الکس : سرده سرما میخوری
سوبین : هوففف ممنون خب واسه چی اومدی کارت چی میخوای
الکس : چی میخوام ؟ خببببب تو
سوبین : من؟ منظورت چیه
الکس : واقعا چشممو گرفتی چرا بهم فرصت نمیدی خودمو سابت کنم
سوبین : هعی آقاهه
الکس : الکس صدام کن آقاهه چیه
سوبین : هوفففف باشه
سوبین : الکس دیگه نیا الانم برو
الکس : باشه میرم ولی برمیگردم برو تو سرما میخوری باشه خوشگل
سوبین : هوففف برو
الکس : آها راستی خوشگلم این گل برا شما
سوبین : واهییییی گل مرسی(یهو پرید بغل الکس)
الکس : نمیدونستم انقدر گل دوست داری(خنده)
سوبین : چیزه ببخشید من گل خیلی دوست دارم مرسی (خنده)
الکس : باشه پس خودم هرشب برات گل میارم
سوبین : برووووو
الکس: باشه خوشگلم خدافظ و راستی نبینم جلو کسی اینجوری بری
سوبین : خدافظظظظ
سوبین : داشتم میرفتم که کلا یادم رفت کتش تنم موند ولش کن بعدا میبرم میدم بهش
سوبین : رفتم داخل که یهو دیدم کوک رو مبل نشسته
کوک: اون عوضی کی بود(عصبی)
سوبین : عه کوک بیداری(نگران)
کوک: کتشم که تنته گلم که بهت داده
سوبین : کو..کوک اونجور که فکرش میکنی نیست
کوک : نبینم دیگه سمت اون حروم زاده بری فهمیدی وگرنه قلم باهاتو میشکونم
هانی : کوک چه خبرته
کوک : کاریت نباشع سوبین فهمیدی
سوبین : عا...عاره
الکس: بازم جلو کسی اینجوری نمیری(جدی)
سوبین : اوهو مگه شوهرمی دستور میدی
الکس : آروم کتمو درآوردمو بهش پوشوندم
سوبین : هعی این لباس دراز تو برا من یکی گندس
الکس : سرده سرما میخوری
سوبین : هوففف ممنون خب واسه چی اومدی کارت چی میخوای
الکس : چی میخوام ؟ خببببب تو
سوبین : من؟ منظورت چیه
الکس : واقعا چشممو گرفتی چرا بهم فرصت نمیدی خودمو سابت کنم
سوبین : هعی آقاهه
الکس : الکس صدام کن آقاهه چیه
سوبین : هوفففف باشه
سوبین : الکس دیگه نیا الانم برو
الکس : باشه میرم ولی برمیگردم برو تو سرما میخوری باشه خوشگل
سوبین : هوففف برو
الکس : آها راستی خوشگلم این گل برا شما
سوبین : واهییییی گل مرسی(یهو پرید بغل الکس)
الکس : نمیدونستم انقدر گل دوست داری(خنده)
سوبین : چیزه ببخشید من گل خیلی دوست دارم مرسی (خنده)
الکس : باشه پس خودم هرشب برات گل میارم
سوبین : برووووو
الکس: باشه خوشگلم خدافظ و راستی نبینم جلو کسی اینجوری بری
سوبین : خدافظظظظ
سوبین : داشتم میرفتم که کلا یادم رفت کتش تنم موند ولش کن بعدا میبرم میدم بهش
سوبین : رفتم داخل که یهو دیدم کوک رو مبل نشسته
کوک: اون عوضی کی بود(عصبی)
سوبین : عه کوک بیداری(نگران)
کوک: کتشم که تنته گلم که بهت داده
سوبین : کو..کوک اونجور که فکرش میکنی نیست
کوک : نبینم دیگه سمت اون حروم زاده بری فهمیدی وگرنه قلم باهاتو میشکونم
هانی : کوک چه خبرته
کوک : کاریت نباشع سوبین فهمیدی
سوبین : عا...عاره
- ۵.۹k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط