{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو عادت کرده بودم ای به من، نزدیک تر از من

به تو عادت کرده بودم ای به من، نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه ، ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت ، مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه لحظه های منِ بی تو
تجربه کردنه مرگه ، زندگی کردن بی تو

من که در گریزم از من ، به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه ی شب ، به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم

خونه لبریز سکوته ، خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم ، عشقِ من تو در چه حالی ...
دیدگاه ها (۳)

‌ صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق ه...

ناز چشمت میخرم، بایدبمانی پیش مندم به دم عاشقترم، باید بمانی...

دائما در خواب وبیداری و رویایم توییآسمانی پر ستاره،نور شب ها...

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

★彡   Part 9 彡★ مرموز نگاهش کردم.منظورش چی بود؟"تو، میخوای دق...

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو لیلی ___اون شب…با ...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط