{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگی می گفت :

بزرگی می گفت :
محبت را از درخت شکوفه زده آموختم
چون وقتی به او لگد زدم او به جای تلافی
به سرم گل ریخت
امروزتان گلباران
فردایتان قشنگ
و
لبتان تا ابد خندون
دیدگاه ها (۴)

روزی حکیمی به شاگردانش گفت:فردا هر کدام یککیسه بیاورید و در ...

بایَد پِسَر باشی♥تا بِفَهمی♡♡پول گِرِفتَن♥♥اَز پِدَر چِقَدر ...

ﻧﮕـــــــﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ،ﺣــــﺎﻝ ﻣـــﻦ ﺧـــــﻮﺏ ﺍﺳــﺖﺑــﺰﺭﮒ ﺷـــﺪﻩ ...

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد/ عید می اید واجناس گران خواهد ش...

رمان همسایه ای از جنس شب و روز

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...

🌹🍷.......‌‌‌‌‌‌‌...........پارت۸..................🍷🌹چرا از ا...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

پارت ۲۹

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

زیبای کوچک فریبکار

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط