.
.
به عشق تو کاشته بودم
خیال های عاشقانه ام را
در حافظه ی دست هایم
.
تو رفتی
نور هم بی خبر رفت
و اندوهی از جنس تاریکی سرازیر شد
بگذار ابرها تا ابد ببارند
من در رویای تو آموختم
باران
رویِ فاصله ها می بارد
و چتری که بی گناه خیس می شود
به عشق تو کاشته بودم
خیال های عاشقانه ام را
در حافظه ی دست هایم
.
تو رفتی
نور هم بی خبر رفت
و اندوهی از جنس تاریکی سرازیر شد
بگذار ابرها تا ابد ببارند
من در رویای تو آموختم
باران
رویِ فاصله ها می بارد
و چتری که بی گناه خیس می شود
- ۱.۵k
- ۲۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط