{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میبندم چشمانم را تا شاهد خرد شدن احساسم نباشم

میبندم چشمانم را تا شاهد خرد شدن احساسم نباشم

میگیرم گوش هایم را تا صدای شکستنش را نشنوم

اما افسوس صدایش تمام قلبم را به لرزه در آورده است

قلبم تکه تکه شده است....

شکستن قلب درد دارد درد....
دیدگاه ها (۱)

برایش نوشتم: "به امید فردای بهتر واسه هردومون" دو هفته بعد...

چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای!! آنجا که تو ایستادی صدای مر...

با اینکه رفتی و باهام نموندی... ولی ، یه حسی بهم میگه که ت...

بدون شرح...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۵

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 133 End ・⁠]⁠ᕗنگام ازم گرفت و...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

پارت ۲: وقتی زمان ایستادهوا سنگین بود. اون روز، برخلافِ همه‌...

پارت ۸۱

#ارباب‌سنگدل #پارت_5ویوی ا.ت : صبح با ضربه ای به سرم. از خ...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط