{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا وکیلی بخونید آخر خندس

خدا وکیلی بخونید آخر خندس

لره سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور که داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه کنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو کشور خودم. لره دلش میسوزه، میگه باشه. یکم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یکی دست عراقیه هم کنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، لره هم میگه باشه. بعد یه ترکش دیگه میخوره پای عراقیه هم کنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه لره تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فکر نکن من لرم نمیفهمم، خورد خورد داری فرار می کنی.
دیدگاه ها (۱۲)

ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ……ﻣﺎدرﻢ ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ ﻭ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ:ﻣﺤﺴﻦ ﯾﮕﺎنه ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟ﻣ...

خدایا به بچه های ویسگون..خوشنامی کوروشدلسوزی داریوشانصا...

سلامتی تک دخترا من که خواهر ندارمتو خونه فقط بوی لاک منه که ...

خدا شاهده میخوام عکسم و بذارمااااااااا... اما همش نگرانم که...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

داستان های هوش مصنوعی

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

Part 18بازم اینان نامجون همیشه اینا رو دست به سر می‌کرد ولی ...

پارت ۲۹

part ۷

سفید و سیاه🤍🖤پارت پنجم⚡️# قسمت ۵: «زخم» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط