ازدواج اجباری
ازدواج اجباری
پارت 20
طناب رو از دست و پاهام باز کرد
رفت بیرون منم داشتم فقط گریه میکردم
اون هق هق هق هق هق هق دخترونه گیم رو ازم گرفت
ازش خیلی بدم میاد که صدای جونکوک بلندشد
کوک: لوسییئییییی(داد)
بیا نهار بخوررررر
منم از روی ناچاری به زور بلند شدم تمام ریملم و آرایشم ریخته بود آنقدر گریه کرده بودم رفتم دستشویی و صورتم رو شستم و رفتم پایین
کوک : بیدار شدی زیبام
لوسی: میشه خفه شی لطفاً
کوک:بیبی دیگ خیلی داری پرو میشی
لوسی:واییییی خداااا ون چه گناهی کردم آخه
کوک:میشه صبحانه تو رو بخوری
لوسی:.....
ادامه دارد
پارت 20
طناب رو از دست و پاهام باز کرد
رفت بیرون منم داشتم فقط گریه میکردم
اون هق هق هق هق هق هق دخترونه گیم رو ازم گرفت
ازش خیلی بدم میاد که صدای جونکوک بلندشد
کوک: لوسییئییییی(داد)
بیا نهار بخوررررر
منم از روی ناچاری به زور بلند شدم تمام ریملم و آرایشم ریخته بود آنقدر گریه کرده بودم رفتم دستشویی و صورتم رو شستم و رفتم پایین
کوک : بیدار شدی زیبام
لوسی: میشه خفه شی لطفاً
کوک:بیبی دیگ خیلی داری پرو میشی
لوسی:واییییی خداااا ون چه گناهی کردم آخه
کوک:میشه صبحانه تو رو بخوری
لوسی:.....
ادامه دارد
- ۲۷.۳k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط