{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
در کمین خنده ی زیبا نشسته، دوربین
هی شکارش می کند این بخت بسته، دوربین

خیره بر کیک تولد، شمع ها را فوت کرد
غنچه ی لب های او را چید دست دوربین !

بی خبر از من خودش انگار کرده برقرار
باز با یک سوژه پیوندی خجسته دوربین

رو به پایان است مهمانی ولی حس میکند
کادر های بیشماری را نبسته دوربین …

داغ کرده مثل عکاسش، بریده، منتها
نیست مثل جشن های قبل خسته دوربین !

شب که از این عکس ها خالیش کردم، پیر شد
شد شبیه عاشقان دلشکسته دوربین …

عکس ها را پاک کردم... صبح دیدم لعنتی
از کمد سُر خورده و خود را شکسته دوربین !







کاکاظم_بهمنی️
دیدگاه ها (۴)

قاب احساس. پارت ۱

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

در کمین خنده ای زیبا نشسته دوربینهی شکارش می کند این بخت بست...

...خم شدیرویم را بوسیدیو منکه غرق شرم شدم،زیر موج عشق تو #آب...

تصاویر در روایت دو کپشن📸⃟ــــ تقدیم به عکاسا

رمان مافیای عزیز من

اینم پارت ۶

یزدان سرگزی شاعر زابلی

[Forwarded from nawna👑 👽 noliwx]به نام خدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط