با نامه ی جانگ شیک ذهنم بهم ریختاگه به ات اسیب بزنه چی هوففف ...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶
-″با نامه ی جانگ شیک ذهنم بهم ریخت!اگه به ا.ت اسیب بزنه چی؟ هوففف نمیدونم!.......داشتم توی افکار خودم غرق میشدم که از پنجره ی اتاق ا.ت رو دیدم که داره با گلا حرف میزنه.....اون دختر، زیادی خاصه!دوستش ندارم اما نمیتونم بگم که جذبش نشدم!اما از اون موقع گفتم که هیچ وقت هیچ وقت عاشق کسی نمیشم....تا ابد″
.
.
راوی:
از کدوم موقع ؟ چرا؟ چرا شاهزاده نمیخواد عاشق کسی بشه؟ یه دختر؟ یه عشق قدیمی؟ یا یه ضربه؟ و کلی یا..... که هیچ کس راجبش نمیدونه!حتی من.....
داستان ادامه داره؟ کسی قراره بمیره؟ یا کسی قراره عمر جاودانه داشته باشه؟ کلی فکر داخل ذهن همه میاد!
ولی.....این داستان ادامه داره........! باید پی برد!به همه ی راز های داستان! اما این راز ها چین؟ اینو حتی خود اعضای داستان هم نمیدونن راز های بزرگ یا کوچیک؟ تو گذشته یا اینده؟ شاید یکسال! شاید یک ماه! شاید ده ها سال! چه اتفاقی براشون خواهد افتاد؟ اینو منم نمیدونم......
دیدگاه ها (۵)

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷+بورا ؟ بورا؟؟؟•چی شده؟+بورا رو ند...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸+″بعد از رفتن شاهزاده بلند شدم و ل...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵+″از اتاق زدم بیرون و وارد سالن عم...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁴•جانگ شیک.....-جانگ شیک چی؟بگو دیگ...

چند پارتی از تهیونگ

🖤مافیای من🖤

"سرنوشت " p,42...ته : باشه خانم کوچولو( خنده ).بعد از حرف ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط