پارت ۱۹۶
پارت ۱۹۶
-خب کجا بریم خانومم ؟
+نمیدونم...باتو هیجا دلم نمیکشه بیام...
-روزمونو تلخ نکن خوشگلم ، اصلا فکر کن من همون هیون قبلیم که جز اون با کسی دلت نمیخواس بیرون بری ، همین امروز...
نگاهی بهش انداختم ، خودمم نمیخواستم آرامش امروزم بعد از اینکه حرص اون جیندرلا خانوم با عمه خانوممونو دراوردم رو از دست بدم ، هه...دلم خنک شد وقتی ضایعش کرد
+خیلی خوب...پس...اول بریم سینما، بعدشم بریم خرید کنیم امشبم که مهمونیه بدنیا اومدن یکی از نوه های خانواده های مافیاست...
-اونوقت شما از کجا اینهمه اطلاعات داری یادم نمیاد راجب دعوت کردنمون بهت گفته باشم
+برام کارت دعوت فرستادن...
-اونوقت تورو از کجا میشناسن؟
+با دخترشون دوستم ، اون دعوتم کرده ، خب حالا میریم ؟
-نمیریم به اون مهمونی...اگرم برم تنها میرم ، تورو قرار نیست ببرم
+چراااا؟
-اونجا همه ی دشمنام هستن ، از طرفی بهم خبر رسوندن میخوان تویه اون مهمونی یه بلایی سرم بیارن ، نمیتونم ببرمت
-خب کجا بریم خانومم ؟
+نمیدونم...باتو هیجا دلم نمیکشه بیام...
-روزمونو تلخ نکن خوشگلم ، اصلا فکر کن من همون هیون قبلیم که جز اون با کسی دلت نمیخواس بیرون بری ، همین امروز...
نگاهی بهش انداختم ، خودمم نمیخواستم آرامش امروزم بعد از اینکه حرص اون جیندرلا خانوم با عمه خانوممونو دراوردم رو از دست بدم ، هه...دلم خنک شد وقتی ضایعش کرد
+خیلی خوب...پس...اول بریم سینما، بعدشم بریم خرید کنیم امشبم که مهمونیه بدنیا اومدن یکی از نوه های خانواده های مافیاست...
-اونوقت شما از کجا اینهمه اطلاعات داری یادم نمیاد راجب دعوت کردنمون بهت گفته باشم
+برام کارت دعوت فرستادن...
-اونوقت تورو از کجا میشناسن؟
+با دخترشون دوستم ، اون دعوتم کرده ، خب حالا میریم ؟
-نمیریم به اون مهمونی...اگرم برم تنها میرم ، تورو قرار نیست ببرم
+چراااا؟
-اونجا همه ی دشمنام هستن ، از طرفی بهم خبر رسوندن میخوان تویه اون مهمونی یه بلایی سرم بیارن ، نمیتونم ببرمت
- ۷.۲k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط