{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بررسی شعر «کلاغ» از (صفیر)

بررسی شعر «کلاغ» از (صفیر)
بخش نخست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
شعر «کلاغ» از صفیر روایتی اعتراضی، نمادین و چندلایه از وضعیت جامعهٔ امروز است؛ شعری که از همان آغاز، با تصویر «کلاغ سیاه قصه» وارد فضای نقد اجتماعی می‌شود. کلاغ در سنت داستانی ما معمولاً خبررسان، ناظر و گاه هشداردهنده است و شاعر نیز خود را به همین کلاغ تشبیه می‌کند؛ موجودی که از پشت جلد دفتر پر کشیده تا خواب شهروندان را برهم بزند و واقعیت را آشکار کند. تقابل «کلاغ» و «مرغ سحر»، یعنی خبرچین و حقیقت‌جو، از همان ابتدا جهان شعر را به دو قطب پنهان‌کننده و بیدارکننده تقسیم می‌کند. اما در این‌جا شاعر با وارونگیِ معنا می‌گوید «مرغ سحر خوابید»؛ یعنی سرچشمهٔ بیداری خاموش شده و تاریکی چنان بر فضا غلبه یافته که حتی آواز حقیقت‌طلبان نیز به خواب رفته است.
----
در ادامه، «خروس بیداری» نشانه‌ای از زمان و هوشیاری است؛ اما شاعر با قراردادن مرغ سحر «زیر» این خروس، نشان می‌دهد که بیداری در ظاهر هست اما در باطن خاموشی حکم‌فرماست. تصویر «منقاری که می‌درخشد و تاریکیِ طلبکار» اشاره‌ای است به تناقض جهان؛ جایی که هرچه تاریکی بیشتر می‌شود، سخن گفتن از نور بیهوده جلوه می‌کند. از همین‌جا است که شاعر باور دارد «کلمات نور نمی‌شود»، زیرا ساختار اجتماعی چنان فربه از تباهی شده که شعر و حقیقت به سادگی کارکرد خود را از دست می‌دهند.
----
ارجاع شاعر به داستان «زاغ و روباه» ـ با بردن «تکه پنیر» توسط فلک ـ بیانگر تلخ‌کامی انسان معاصر است که داشته‌هایش را در برابر فریب دنیا از دست می‌دهد. عبارت «می‌شی فلک از دست نده» هشداری است که جامعه اگر ناکامی خود را نبیند، دوباره دچار همان رنج‌ها می‌شود. حتی «انار یا آلبالو» که معمولاً میوه‌هایی درخشان و خوشایندند، در این شعر به «ترکهٔ زیر کف پا» تبدیل می‌شوند؛ یک وارونگی دیگر که نشان‌دهندهٔ خشونت محیط و تربیتی مبتنی بر تنبیه است.
----
در بخش نخست، شاعر جهان را «زیر گنبد مینا» توصیف می‌کند؛ تصویری که از سنت شعر فارسی می‌آید و به آسمان اشاره دارد. اما برخلاف زیبایی متعارف این تعبیر، صفیر می‌گوید این گنبد برای همه ـ چه در ایران چه در آن‌سوی آب ـ یکسان است؛ یعنی بحران جهانی شده و رنج انسان معاصر محدود به جغرافیا نیست. تصویر «شیر ژیانِ اسیر در باغ‌وحش» نیز استعاره‌ای از جامعه‌ای است که قدرت خود را از یاد برده و در چهارچوب نظام‌های تحمیلی زندانی شده است.
----
پس از این، شاعر به نقد انسان‌هایی می‌پردازد که در برابر ساختارهای قدرت «بله‌قربان‌گو» هستند و با «کروات طوس و طرح کندو» نشان‌دهندهٔ ظاهر اتوکشیده و رفتار چاپلوسانهٔ آنان است. در این‌جا کندو استعاره‌ای از نظام طبقاتی و ملکه‌محور است؛ جایی که «عسل»‌اشک» می‌شود و ملکه‌وارگی با خون و خشونت همراه است. این جهانِ پر از «پوچی» همچون تئاتری معرفی می‌شود که شاعر خود در آن نقش «لوطی» یا «پینوکیوی چوبی» را دارد؛ موجودی که دروغ‌ها احاطه‌اش کرده و دماغ درازش یادآور دروغ‌گویی، فریب و وانمودکاری اجتماعی است.
----
اشارات زبانی و بازی‌های صوتی ـ مثل تبدیل «اَ» به «اِ» یا ضمه‌دار شدن کلمه که «دو» می‌سازد ـ نماد فاصلهٔ عمیق میان شاعر و مخاطب است؛ فاصله‌ای که شاعر آن را «دریا» می‌نامد و می‌گوید این فاصله چنان زخمی است که هر بار سرباز می‌کند و چرکش خشک نمی‌شود.
در ادامه شاعر با گفتن «بگرد دنبال مترجم» می‌گوید که افراد عادی قادر به فهم او نیستند و تنها اشخاصی مانند او هستند که این سخنان را درک می‌کنند
----
در ادامه، شاعر جامعه را اسیر نوعی «فرم نوظهور» می‌داند؛ لباسی واحد که همه باید بپوشند و در آن هم‌سان شوند. او از «نام ماه تولد»، «شعارهای پشت پرده»، روابط آشکار و پنهان، و فروپاشی معیارهای اخلاقی سخن می‌گوید و انسان معاصر را «سرخپوست عصر جدید» می‌نامد؛ موجودی که همچون اقوام بومی استعمارشده، زیر سلطهٔ سازوکارهای جدید قدرت قرار گرفته است. در نهایت، شاعر می‌گوید «گور پدر من و شعر» و این جمله اوج سخره‌گیری‌اش نسبت به جایگاه هنر در جهانی است که ارزش‌هایش تباه شده و «خر چه داند قیمت نقل و نبات» نمادی از بی‌اعتنایی مخاطب ناآگاه به ارزش سخن اوست....
دیدگاه ها (۱)

بررسی شعر «کلاغ» از (صفیر) بخش دومــــــــــــــــــــــــــ...

بررسی شعر (مسلخ) از «علی اکبر یاقی تبار» از قطعه «مسلخ» از (...

بررسی شعر«گل سرخ» از (علی سورنا) ـــــــــــــــــــــــــــ...

بررسی شعر (خوزستان) از «حسین صفا» از قطعه (خوزستان) با صدای ...

۱۴۰۴/۱۲/۲۴شش روز مانده به عیدو هیچ عیدی مانند روز فرار من از...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 نه نه نه این هزار مرتبه گفتم نه دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط