انقدر حظ میکنم بانو صدایم میکنی
انقدر حظ میکنم بانو صدایم میکنی
یا که خاتون تمام قصه هایم میکنی
دست در گیسوی من،با شیطنت های لبت
قندرا، هم صحبت فنجان چایم میکنی
هر زمستان وقتی از سرما تنم یخ میزند
باتن مردانه ی خود اشنایم میکنی
تو همان غارتگر معروف اتش پاره ای
بر دلم اتش زدی ، حالا رهایم میکنی ؟
من دلم طاقت ندارد ، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه بااین بوسه هایم میکنی؟
یا که خاتون تمام قصه هایم میکنی
دست در گیسوی من،با شیطنت های لبت
قندرا، هم صحبت فنجان چایم میکنی
هر زمستان وقتی از سرما تنم یخ میزند
باتن مردانه ی خود اشنایم میکنی
تو همان غارتگر معروف اتش پاره ای
بر دلم اتش زدی ، حالا رهایم میکنی ؟
من دلم طاقت ندارد ، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه بااین بوسه هایم میکنی؟
- ۱.۳k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط