{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست..

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عشق آن شب مست مستش کرده بود،گفت:یا رب از چه خارم کرده ای؟! بر صلیب عشق،دارم کرده ای...خسته ام زین عشق دلخونم نکن...من که مجنونم تو مجنونم نکن...مرد این بازیچه دیگر نیستم،این تو و لیلای تو من نیستم...گفت:ای دیوانه لیلایت منم،در رگت پنهان و پیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی،من کنارت بودمو نشناختی...

Aysan.m
دیدگاه ها (۱)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

دوستان پارت ۴۷ و ۴۹ در پیج اسمات گذاشته شد. «عشق مخفی با یکی...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عشق آ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست،بی وضو درکوچه ی لیلی نشست،عشق، آ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت ی...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط