پارت ١۶ گوگولی ترین👓
پارت ١۶ گوگولی ترین👓
خلاصه صبح شد
یونگی ویو
بیدار شدم ولی دیشب خیلی بهمون خوش، گذشت
خلاصه بیدار شدم وپاشدم😐
اروم در اتاق ات و کوک رو باز کردم دیدم کیوت توی بغل همن خیلط گوگولین و خیلی بهم میان و رفتم پایین اولین بار من صبحانه درست کردم
که دیدم یک چیزی بغلم کرده فهمیدم اته
ات:سلامم داداشییی
شوگا:سلام گلم
شوگا:کوک بیدار نشد
ات:نه هنوز خوابه کیوت خوابیده بود دلم نیومد بیدارش کنم
شوگا'یاااااااا منم کیوتم
ات:یا حسود
شوگا:من حسود نیست
ات:باشه بابا تو کیوتی
شوگا:کوک رو بیدار کن که صبحانه بخوریم
ات:اوکی اوپا
رفتم بالا کوک رو بلند کردم
ات:سلام خوابالو
کوک' سلام بیبی
ات:خوب پاشو یونگی صبحانه درست کرده
کوک:پرامممممم یونگییی صبحانهههه درست کرده
ات:خنده اره پاشو🤣
و رفتیم پایین چه بوی خوبی میپیچید
و صبجانه رو خوردیم
و ات رفت دم گوش یونگی گفت
ات:اوپا ببین من بهت میگم سارانگهه(یعنی دوست دارم)
و چندتا قربون صدقه اتم میرم و اینطوری ببینم واکنش کوک چیه
شوگا:باشه
کوک اومد
ات:داداشییی
شوگا:بعله خواهر گلم
ات:سارانگهه(ذوست دارم
شوگا:منم دوست دارم
ات پرید بغل یونگی
ات:کیوتتت خوردنییی
شوگا:وایییی
کوک:یاااهاااااا من اینجا نخودممم
ات و شوگا:🤣😐😐🤣🤣🤣🤣🤣
کوک:یا نخند
ات:پرید بغل کوک
ات:یااا داشتیم شوخی میکردیم و لپ کوکی رو بوسید
کوک:ات و شوگا به نفع تونه فرار کنین
شوگا و ات الفرار دور خونه رو زدن و اخر گرفتشون و کلی قلقلکشون داد و کلی بازی کردن که اب خوردن و رومبل خوابیدن
ات:واییی خدااااا
خلاصه صبح شد
یونگی ویو
بیدار شدم ولی دیشب خیلی بهمون خوش، گذشت
خلاصه بیدار شدم وپاشدم😐
اروم در اتاق ات و کوک رو باز کردم دیدم کیوت توی بغل همن خیلط گوگولین و خیلی بهم میان و رفتم پایین اولین بار من صبحانه درست کردم
که دیدم یک چیزی بغلم کرده فهمیدم اته
ات:سلامم داداشییی
شوگا:سلام گلم
شوگا:کوک بیدار نشد
ات:نه هنوز خوابه کیوت خوابیده بود دلم نیومد بیدارش کنم
شوگا'یاااااااا منم کیوتم
ات:یا حسود
شوگا:من حسود نیست
ات:باشه بابا تو کیوتی
شوگا:کوک رو بیدار کن که صبحانه بخوریم
ات:اوکی اوپا
رفتم بالا کوک رو بلند کردم
ات:سلام خوابالو
کوک' سلام بیبی
ات:خوب پاشو یونگی صبحانه درست کرده
کوک:پرامممممم یونگییی صبحانهههه درست کرده
ات:خنده اره پاشو🤣
و رفتیم پایین چه بوی خوبی میپیچید
و صبجانه رو خوردیم
و ات رفت دم گوش یونگی گفت
ات:اوپا ببین من بهت میگم سارانگهه(یعنی دوست دارم)
و چندتا قربون صدقه اتم میرم و اینطوری ببینم واکنش کوک چیه
شوگا:باشه
کوک اومد
ات:داداشییی
شوگا:بعله خواهر گلم
ات:سارانگهه(ذوست دارم
شوگا:منم دوست دارم
ات پرید بغل یونگی
ات:کیوتتت خوردنییی
شوگا:وایییی
کوک:یاااهاااااا من اینجا نخودممم
ات و شوگا:🤣😐😐🤣🤣🤣🤣🤣
کوک:یا نخند
ات:پرید بغل کوک
ات:یااا داشتیم شوخی میکردیم و لپ کوکی رو بوسید
کوک:ات و شوگا به نفع تونه فرار کنین
شوگا و ات الفرار دور خونه رو زدن و اخر گرفتشون و کلی قلقلکشون داد و کلی بازی کردن که اب خوردن و رومبل خوابیدن
ات:واییی خدااااا
- ۶.۹k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط