#جشن_ایرانی

#جشن_ایرانی
همه جای ایران سرای من است ۳
بسیاری از آیین‌های #یلدا همچون گرد هم آمدن خانواده‌ها، خوراکی‌های این شب، چکامه‌خوانی و داستان‌گویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامه‌خوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همه‌ی تیره‌ها و استان‌های ایران یکسان است. در این یادداشت‌ها کوشیدیم برخی از آیین‌های ویژه‌ی هر تیره و استان را تا جایی که می‌توانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری داده‌های گواه‌مند است.
🌹 در خراسان اَواخشتَری(جنوبی) پیش از یلدا چند گوسپند را برای خوراک زمستان پروار می‌کردند. یکی از این گوسپندان ویژه‌ی خوراک یلدا بود. گوشت آن را ریزریز کرده و در دیگی سرخ می‌کردند. سپس نان‌های بومی خود را در روغن داغ دیگ گوشت چرب می‌کردند تا نان خوشمزه شود و آن را با گوشت سرخ شده می‌خوردند. آیین "کف زدن" در این استان بسیار شناخته شده است. ریشه‌ی گیاه چوبک را در آب خیسانده و سپس در تغار سفالی می‌ریزند. جوانان در جایی سرد آن را هم می‌زنند تا کف کند. کف آماده شده با شیره و شکر آمیخته شده و پس از آراسته شدن با گردو و پسته، از مهمانان پذیرایی می‌شود. همچنین اندکی از کف را به سر یکدیگر می‌مالند و شادی می‌کنند.
❤️ در روستاهای استان البرز نیز همچون لرستان شالی را برای گرفتن آجیل و شیرینی به خانه‌ها آویزان می‌کردند. این آیین در شب چله برای خواستگاران بیشتر انجام می‌شد. اگر در کیسه خواستگار توت و شیرینی می‌گذاشتند، پاسخ دختر آری بود و اگر چیزی در کیسه نمی‌گذاشتند، پاسخ نه بود. این آیین گاه برای یاری به خانواده‌های تنگدست نیز انجام می‌شد.

🌹 مردم استان کاسپین(قزوین) در شب یلدا با باغلوا(باقلوا)، شیرینی پادرازی، نان چایی، دیماج، قورمه‌سبزی و قیمه‌نثار از خود پذیرایی می‌کردند. به آیین پیشکش بردن برای نواَروس در این استان "کرسی‌سری" می‌گفتند. آنان می‌گفتند اگر ننه سرما در این شب بگرید، باران می‌بارد، اگر پنبه‌های دَواج(لحاف) او بیرون بریزد، برف می‌بارد و اگر گردنبندش پاره شود، تگرگ می‌آید.
دیدگاه ها (۰)

❌از پشتِ پیشخوانِ داروخانه که نگاه می‌کنم،شوک‌درمانی یعنی چه...

❌ از پشتِ پیشخوانِ داروخانه که نگاه می‌کنم،شوک‌درمانی یعنی چ...

از سوی واحد امانت‌داری حرم مطهر؛ سنت دیرینه معطرسازی صحن‌ها و رواق‌های حرم بانوی کرامت

🚩 «طوفان ۱۱۰ هزار نفری جانفدای وطن؛ رعدخروشی از ایمان در آسم...

این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایه‌یِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیری‌ه...

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط