{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در

دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما امدند، زمانی که خلبان‌ها وارد هواپیما شدند زمزمه‌های توام با ترس وخنده درمیان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد. یکی از خلبانا به دیگری گفت:« میترسم یکی ازهمین روزا مسافرها چندثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن ‌کنند و ما نفهمیم کی باید از زمین بلند شیم، اونوقت کارهمه‌مون ت شما اکنون و پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شدید... شاد کام باشید ولی جیغ رو بزنید!
دیدگاه ها (۱۵)

✨✈️😍 لحظه بلند شدن هواپیما از دید خلبان؛ واقعاً دیدنیه! 👨🏻‍✈...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 11تقریبا 5 ماه از بردگی گرفته ش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

### 🖤 پارت ۴: ردپای خونباران شدیدی شروع به باریدن کرده بود، ...

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

p17عصر روز بعد...تهیونگ دوباره وارد آتلیه شد.صدای آرام کشیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط