🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄
پارت 23
ته : رسیدیم پیاده شید
ویو جنا ✨
وایییی اینجا خونس یا قصر
یه خونهی بزرگ که انگار تالار
با تم سیاه و سفید بود رفتیم داخل و خیلی خوشگل بود
ته : بیا اون اتاق منو تو
جنا :, منو تو باهم توی اتاق میمونیم ؟
ته : آره مشکل داری
جنا : نه
جنا : من برم وسیله هام رو بچینم
ته: باشه کمک خواستی بگو
جنا: ممنون
فلش بک زمان خواب
ویو جنا ✨
لیا بیا بریم بخوابیم
لیا: باشهههه
ته: عه!مگه قرار نبود تو پیش من بخوابی جنا
جنا: لیا خوابش ببره میام میخوابم دیگ
ته: باشه
ویو جنا ✨
لیا رو خوابوندم و یه بوسه روی سرش گذاشتم و از اتاق خارج شدم داشتم میرفتم داخل اتاق که یکی دستم رو گرفت و کشید
اههه چهبوی گندی بوی مشروب . فهمیدم که کی
ته: بیبی خیلی دوست دارم
جنا: چرا مثل جن ظاهر میشی
ادامه دارد...
پارت 23
ته : رسیدیم پیاده شید
ویو جنا ✨
وایییی اینجا خونس یا قصر
یه خونهی بزرگ که انگار تالار
با تم سیاه و سفید بود رفتیم داخل و خیلی خوشگل بود
ته : بیا اون اتاق منو تو
جنا :, منو تو باهم توی اتاق میمونیم ؟
ته : آره مشکل داری
جنا : نه
جنا : من برم وسیله هام رو بچینم
ته: باشه کمک خواستی بگو
جنا: ممنون
فلش بک زمان خواب
ویو جنا ✨
لیا بیا بریم بخوابیم
لیا: باشهههه
ته: عه!مگه قرار نبود تو پیش من بخوابی جنا
جنا: لیا خوابش ببره میام میخوابم دیگ
ته: باشه
ویو جنا ✨
لیا رو خوابوندم و یه بوسه روی سرش گذاشتم و از اتاق خارج شدم داشتم میرفتم داخل اتاق که یکی دستم رو گرفت و کشید
اههه چهبوی گندی بوی مشروب . فهمیدم که کی
ته: بیبی خیلی دوست دارم
جنا: چرا مثل جن ظاهر میشی
ادامه دارد...
- ۱۶.۱k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط