{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او عاشق ِ زیستن بود. هزار و یک آرزو داشت. لبخند و نگاهش ب

او عاشق ِ زیستن بود. هزار و یک آرزو داشت. لبخند و نگاهش بوی زندگی می‌دهد. شک ندارم در زندگی‌اش روی مورچه‌ای پا نگذاشته. شک ندارم زندگی و آزادی و برابری را برای همه انسان‌ها می‌خواسته. او «فرمانده آرین» است. او امروز برای اینکه یارانش زنده بمانند، برای اینکه داعش تپه مُشرف به کوبانی را تسخیر نکند، برای اینکه این نبردِ نابرابر را جبران کند، برای اینکه از قتل عام مردمِ شهرش جلوگیری کند، برای اینکه این سکوت و دو رویی بین المللی را به چالش بکشد، در دلِ لشکر ِ داعش، دست به عملیاتِ فدایی زد. «فرمانده آرین» ده‌ها عضوِ داعش را روانه جهنم کرد. صاحبِ این لبخند، دیگر زنده نیست. صاحبِ این لبخند این شعر «ابراهیم احمد» را زمزمه نکرد؛ بلکه زیست: زندگی نکن برای مرگ! بمیر برای زندگی!
دیدگاه ها (۴)

💚INFP,ENTP💜یه نکته ای بگم...اگه INFP کنار خودتون دارید خیلی ...

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

پارت 47کای هنوز گوشی رو کنار گوشش نگه داشته بود.چند لحظه فقط...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

پارت هشتم | رازی که نباید فاش می‌شدسه روز بعد...ویلیام و تهی...

👑 عروسِ ولیعهدژانر: سلطنتی | فانتزی | رمانتیک | احساسی | پرن...

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁶صبح روز چهارم...بعد از ساعت‌ها پیا...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط