{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Under the moonlight

Under the moonlight
p21
احساس عجیبی داشت.انگار دلش نمی‌خواست کسی به جونگ‌کوک نزدیک بشه.مثل اینکه بالاخره قلبش داشت قدرتشو به ذهنش نشون میداد.یه دقیقه هم شده به حرف قلبض گوش داد
+هی خانوم خوشگله.فاصلتو حفظ کن
م:باشه بابا
میا یه قدم که نصفش کرده بود،برداشت.
+خسته نشی یوقت
از اونور جئون توی شک بود.چی؟واقعا؟
هرین غیرتی شده بود؟سر خودش؟
از یطرف خیلی خوشحال بود.اون چشمای مشکی و بزرگش که مثل سیاهچاله بود چون همه رو توی خودش میکشوند،برق میزد.دستش محکم تر کمر هرین رو اشغال کرد
+خانوم خانوما...برو اون طرف
م:باشه حالا نخوردمش که
و میا با عصبانیت اونجا رو ترک کرد.خیلی حس خوبی داشت که زور قلبش به زور ذهنش رسیده بود.
-مثل اینکه تو نقشت غرق شدی(اروم و با پوزخند)
+خب چیزه....یعنی میخواستم
لپای هرین بیشتر قرمز شدن
-باشه باشه
خودشو جمع و جور کرد.یکی از همکار های زن یه بحث جدید رو باز کرد...



ببخشید این پارت کم شد
دیدگاه ها (۴)

Under the moonlight p22اون همکار: راستی اخر هفته یعنی سه روز...

Under the moonlight p23" ¹⁷ فوریه ²⁰²⁸ "لباسشو تن کرد(اسلاید...

Under the moonlight p20 -اینا ها...خودشه∆هوی جئون پدصــ...جو...

پوستر فیک از اسلاید اول به دوم تغییر کرد

Under the moonlight 2 P11+تو.. خودت خوبی؟حداقل ۳۰ ثانیه سکوت...

Under the moonlight 2 P12+پیداش میکنم -چیو؟+هر چیزی که به در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط