{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد رو توی زندگیم احساس کرد

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد رو توی زندگیم احساس کردم کمبود دستهای محکم قوی و مردانه اش را...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لامصب در شیشه مربارو هرکاری کردم باز نشد!!!
دیدگاه ها (۴)

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

" ﺁﺩﻣﻬﺎ " ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ،ﺁ...

بغض هاي مرطوب مرا باور كن!اين باران نيست كه مي بارد،صداي خست...

قبول می کنم که باختمصداقتم حریف هرزگی زمانه نمیشود ....

اخخخخخخ لامصب یه جوری از پشت زد به باسن مبارک خرسه که باز خو...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

تو فقط یه دوست نیستی ؛ یه تیکه از آرامش منی .از اون آدمایی ک...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 101・⁠]⁠ᕗ  جونگکوک داخل اومد ...

پارت ۲۲دید یه مرد چاقویی گذاشته زیر گردن جیمین و جیمین نمیتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط