( 3 تفنگدار )
( 3 تفنگدار )
پارت ۱۳۱
تهیونگ: خوب میشه ولی کارهامون پست گوش نره جونگکوک میدونی که چی میگین
جونگکوک سخت آب دهنش را قورت داد بلافاصله به صندلیش تکیه داد
جونگکوک: نه .. همه چی تحت نظره خودمه
جیمین دست به سینه نگاه های جدی ردو بلند کرد در میان تهیونگ و جونگکوک پلی یه جای کار میلنگید حتما جیمین پی گیرش میشد
یوری تند موز پست کند سپس در دستش قرار گذاشته کنی را ازش خورد
یوری. : منم مثل لباس اونی و هاری رو میخواهم
تهیونگ نرم خندید سپس دست به سینه نشست
تهیونگ: عه نه بابا برای شما از جنس بچه ها اوکی برات میخرم
یوری نرم خندید سپس روبه تهیونگ کرد
یوری : واقعا برام میخری ..
جونگکوک برای عوض کردن جو تند و با شیطنت گفت
جونگکوک: من که میگم برای یوری از اون لباس های که میپوشن بعدش شبیه الاغ یا خرس باشه سپس تند تند خندید همراهیش هاری و جیمین تهیونگ بودن همه بلند و بلند تر خندید
یوری اخم کرده تند کوسن را برداشت سپس به سمت جونگکوک برای کرد ولی خطا رفت
جونگکوک: آخ اخ خدا مرگت بده جونگکوک ببین نشانه به این خوبی رو خراب کردی
یوری : نیشتو ببیندددددد
تهیونگ بلند خندید و گفت ... : بیخیال جونگکوک اذیتش نکن
جیمین دست رو شانه تهیونگ انداخت سپس جدی ولی بهم شوخی گفت
جیمین : جونگکوک رفیق کم نیاریا
این بعد از ماه ها حرفی بود که از طرف جیمین به سمت جونگکوک بود دلش خندید از اینکه رفیقش ناراحتی دریافت نکرده بود سپس گفت
جونگکوک: چشم رفیق ...
تند بلند شد
اون سوک : نه داداش ولی کن
جونگکوک: نه آبجی باید تلاقی کنیم
چشمکی به جیمین زد سپس لیوان ابیرا برپاست بدون هیچگونه معطلی روی یوری ریخت .. اون سوک تند اخم کرد و یوری جیغی کشید همچنین هاری بود که تند تند میخندید با خنده ادامه داد
هاری : آفرین عشقم
از اینکه لبخند هاری را دیده بود به شدت خوشحال بود ..
جیمین تو گلو خندید و سعی در پنهانش گفت
جیمین : من که نگفتم آب بریز روش
ولی تهیونگ کمی عصبی نگاهش کرد یوری عصبی بلند شد جونگکوک خندید و گفت
جونگکوک: .. ای جونگکوک اگه مردی صبر کن
تند گفت سپس سمت پشت مبل با دویدن رفت یوری عصبی با قدو های سریع دنبالش راهی شد و از روی میز لیوان آب پرتقال برداشت
جونگکوک: ببین یوری صبر کن بزار حذف بزنیم
یوری با داد و چیغ گفت
یوری : خفشووو میکشمت
تهیونگ پیشانیش را ماساژ داد سپس کلافه گفت: یوری تا نکشتیش رهاش نکن
پارت ۱۳۱
تهیونگ: خوب میشه ولی کارهامون پست گوش نره جونگکوک میدونی که چی میگین
جونگکوک سخت آب دهنش را قورت داد بلافاصله به صندلیش تکیه داد
جونگکوک: نه .. همه چی تحت نظره خودمه
جیمین دست به سینه نگاه های جدی ردو بلند کرد در میان تهیونگ و جونگکوک پلی یه جای کار میلنگید حتما جیمین پی گیرش میشد
یوری تند موز پست کند سپس در دستش قرار گذاشته کنی را ازش خورد
یوری. : منم مثل لباس اونی و هاری رو میخواهم
تهیونگ نرم خندید سپس دست به سینه نشست
تهیونگ: عه نه بابا برای شما از جنس بچه ها اوکی برات میخرم
یوری نرم خندید سپس روبه تهیونگ کرد
یوری : واقعا برام میخری ..
جونگکوک برای عوض کردن جو تند و با شیطنت گفت
جونگکوک: من که میگم برای یوری از اون لباس های که میپوشن بعدش شبیه الاغ یا خرس باشه سپس تند تند خندید همراهیش هاری و جیمین تهیونگ بودن همه بلند و بلند تر خندید
یوری اخم کرده تند کوسن را برداشت سپس به سمت جونگکوک برای کرد ولی خطا رفت
جونگکوک: آخ اخ خدا مرگت بده جونگکوک ببین نشانه به این خوبی رو خراب کردی
یوری : نیشتو ببیندددددد
تهیونگ بلند خندید و گفت ... : بیخیال جونگکوک اذیتش نکن
جیمین دست رو شانه تهیونگ انداخت سپس جدی ولی بهم شوخی گفت
جیمین : جونگکوک رفیق کم نیاریا
این بعد از ماه ها حرفی بود که از طرف جیمین به سمت جونگکوک بود دلش خندید از اینکه رفیقش ناراحتی دریافت نکرده بود سپس گفت
جونگکوک: چشم رفیق ...
تند بلند شد
اون سوک : نه داداش ولی کن
جونگکوک: نه آبجی باید تلاقی کنیم
چشمکی به جیمین زد سپس لیوان ابیرا برپاست بدون هیچگونه معطلی روی یوری ریخت .. اون سوک تند اخم کرد و یوری جیغی کشید همچنین هاری بود که تند تند میخندید با خنده ادامه داد
هاری : آفرین عشقم
از اینکه لبخند هاری را دیده بود به شدت خوشحال بود ..
جیمین تو گلو خندید و سعی در پنهانش گفت
جیمین : من که نگفتم آب بریز روش
ولی تهیونگ کمی عصبی نگاهش کرد یوری عصبی بلند شد جونگکوک خندید و گفت
جونگکوک: .. ای جونگکوک اگه مردی صبر کن
تند گفت سپس سمت پشت مبل با دویدن رفت یوری عصبی با قدو های سریع دنبالش راهی شد و از روی میز لیوان آب پرتقال برداشت
جونگکوک: ببین یوری صبر کن بزار حذف بزنیم
یوری با داد و چیغ گفت
یوری : خفشووو میکشمت
تهیونگ پیشانیش را ماساژ داد سپس کلافه گفت: یوری تا نکشتیش رهاش نکن
- ۱۷.۴k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط