ادامه ...
ادامه ...
خیلی یهویی پرسید اون سوک غمگین خندید سپس آروم سری تکون داد کنار هم ایستادن مرده تند دستمال از جیبش کشید سپس سمت اون سوک گرفت
مرد : بفرمایید
اون سوک : ممنون
دستمال را از دست هایش کشید سپس در مشت اش گرفت مرد دین تو جیب گفت : همسر کیم تهیونگ هستین ؟
اون سوک : بله چطور شما همسرم رو میشناسید
مرد خندید و آروم سری تکون داد آسانسور ایستاد و در باز شد اون سوک سری پایین کرد و باد از تشکر کردن از آن مرد دور شد شاید خس خوبی نداشت در آپارتمان را باز کرد سپس واردش شد یوری آروم با لبخند سمتش اومد
خیلی یهویی پرسید اون سوک غمگین خندید سپس آروم سری تکون داد کنار هم ایستادن مرده تند دستمال از جیبش کشید سپس سمت اون سوک گرفت
مرد : بفرمایید
اون سوک : ممنون
دستمال را از دست هایش کشید سپس در مشت اش گرفت مرد دین تو جیب گفت : همسر کیم تهیونگ هستین ؟
اون سوک : بله چطور شما همسرم رو میشناسید
مرد خندید و آروم سری تکون داد آسانسور ایستاد و در باز شد اون سوک سری پایین کرد و باد از تشکر کردن از آن مرد دور شد شاید خس خوبی نداشت در آپارتمان را باز کرد سپس واردش شد یوری آروم با لبخند سمتش اومد
- ۱۵.۴k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط