{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ...

ادامه ...


خیلی یهویی پرسید اون سوک غمگین خندید سپس آروم سری تکون داد کنار هم ایستادن مرده تند دستمال از جیبش کشید سپس سمت اون سوک گرفت
مرد : بفرمایید
اون سوک : ممنون
دستمال را از دست هایش کشید سپس در مشت اش گرفت مرد دین تو جیب گفت : همسر کیم تهیونگ هستین ؟
اون سوک : بله چطور شما همسرم رو میشناسید
مرد خندید و آروم سری تکون داد آسانسور ایستاد و در باز شد اون سوک سری پایین کرد و باد از تشکر کردن از آن مرد دور شد شاید خس خوبی نداشت در آپارتمان را باز کرد سپس واردش شد یوری آروم با لبخند سمتش اومد
دیدگاه ها (۳)

3 تفنگدار )پارت ۱۳۰یوری : خوب چی شد پس کجان من از صبح تا الا...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۳۱تهیونگ: خوب میشه ولی کارهامون پست گوش ن...

( 3 تفنگدار )پارت۱۲۹دکتر یو : نه ولی همسرتون شاید لازم. داشت...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۲۸نفس عمیقی کشید سپس نرم نگاهش را سمت تخت...

still with you

نام: قرارداد نفرتPart:²⁶چند دقیقه از آخرین حرف جونگکوک گذشته...

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p7همون موقع...جایی خیلی دورتر از خونه‌ی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط