{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزی هام اینه که تو دانشگاه عاشق یه دختره شم بعد

یکی از فانتزی هام اینه که تو دانشگاه عاشق یه دختره شم بعد برم خاستگاریش بعد از اینکه من رفتم یه تاجر اونو واسه پسرش خاستگاری کنه (بگو خب دیگه) منم برم پیش پدرش قصم (غصم، قسم، غسم) بخورم که نمیذارم دخترتو بگیره، بعد اون تحدید یا تهدید کنه که هیچ کاری نمیتونی بکنی. منم حرصم بگیره برم پسررو با پدرش بگیرم زندانی کنم بعد اینکه رفتم گرفتمش با دختره برم آزادشون کنم بعد پسره بگه نمیذارم آب خوش از گلوت پایین بره منم بگیرم بچسبونمش به دیوار بهش بگم اگه الان زنده ای صدقه سر مادر پیرته حالا هم هرری نبینمت. 
خوب دوستان اشاره میکنن سوال داشتین که چطوری طرف رو زندانی میکنی؟؟؟ 
در جواب ؛اصلاً به من میخوره که بخام عاشق بشم؟؟؟ نه وجدانا سانتریفیوج تو حلق کاترین اشتون، به قیافم میخوره؟؟ 
سوالی که پیش میاد اینه که آیا امیدی به من هست؟؟؟ 
من (-_@)
شما (#_#)
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﺎ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻗﻬﺮﻥ، ﺑﻌﺪ ﺭﮊ ﻗﺮﻣﺰﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻦ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪ...

چیه ؟ چرا دلت گرفته ؟ او هم آدم است . . . اگر دوستت دارم های...

رژلب رنـــــگـے زدن خیلی قشنگهاما واسه وقتے که عشقت بخواد لب...

نامه سرگشاده مدیر مرسدس بنز به مدیران صنعت خودرو کشور:با سلا...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

three hearts, one love

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

دیدار باتو (پارت ۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

تکپارتی غمگین از نامجون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط