{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من این کافه ها را قبول ندارم...

من این کافه ها را قبول ندارم...
بدون سیگاری که دودم کند؛ بدون عرقی که سگم کند...
با چای و قهوه و نسکافه چطور فراموشت کنم؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

ﺑﻌﺪ ﻣَﺮﮔَﻢ!!! ﺟِﻨﺎﺯَﻡُ ﺑﺴﻮﺯُﻧﯿﻦ!!! ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ!!! ﺣَﺴﺮﺕ ﺳَﺮِﺧﺎﮐ ...

با رفتنت٬برنامه ام تغییر کرد؛ صبح تا شب بیدار٬شب تا صبح سیگا...

کمتر کسی‌ می داند که در لیوانهای ویسکی و سیگارهای پشت سرهم چ...

من... کام آخر سیگار...... کدام تنها تریم! من یا فیلتر سیگارم...

پارت پنجم تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم چند مین...

کافه گفتگو ایده ای که از یک سؤال ساده شروع شد:

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

Part 11<ویو نونا> اصلا میرم تو اتاق جیهوپ میخوابم کوک: تو غل...

همان روز، بعد از اتفاقات عجیب صبح، تهیونگ هنوز درگیر فکرهایش...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

پارت ۳۶ 🖤چند روز بعد، من و جونگ‌کوک توی کافه نشسته بودیم. جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط