{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صداىِ موزيك كر كننده بود و فضاى تاريكى كه،از دودِ غليظ سي

صداىِ موزيك كر كننده بود و فضاى تاريكى كه،از دودِ غليظ سيگار و چيزهاى ديگه،پر شده بود قطعا چيزي نبود كه،سوکجین بخواد باهاشون كنار بياد!
با صداى موزيك،فقط سر دردش تشديد ميشد و با ديدن دختر و پسرهايى كه،تو پيست رقص توهم لول ميخوردن،حالش بد ميشد.
نورِ بنفش و آبى،تنها نورى بودن كه،اون فضاى تاريك رو كمى قابل ديد ميكردن.
مردِ بزرگتر،سعى كرد نسبت به دورو اطرافش،بى تفاوت باشه و رو پيدا كردن لوسيا تمركز كنه!
با چشم هاش دنبال دختركش ميگشت و آرزو ميكرد كه،اى كاش زودتر پيداش كنه؛بلكه از اين مكانِ غير قابل تحمل نجات پيدا كنه!
آهى كشيد و بعد دستى به شقيقه دردمندش كشيد.
به زور خودش رو،به پيشخوان كلاب رسوند.اونجا جايى بود كه،كمى خلوت تر بود.
البته اگر دخترهايى كه،از روىِ شهوت خودشون رو به سوکجین نزديك ميكردن رو فاكتور ميگرفتيم!
نگاهش رو با كلافگى از جمعيت گرفت.پيدا كردن لوسيا تو اين مكان به اين شلوغى و درحالى كه انقدر تاريك بود،تقريبا غيرممكن بود!
نفسش رو با صدا بيرون داد و رو يكى از صندلى هاىِ پشت پيشخوان نشست.
گوشيش رو روشن كرد و براىِ دخترِ كوچكتر،پيامكى فرستاد تا حداقل اون،خودش رو به پيشخوان برسونه!
لوسيا اما،شات ديگه اى از تكيلاى ذغال اخته اش رو خورد و نگاهش رو،به پسرِ بغل دستش كه درحال صحبت كردن،با يك دختر بود داد.دختر مقابلش به محض ديدن اون پسر،خودش رو بهش چسبونده بود و هدفش هم كاملا مشخص بود.
گوشيش رو گرفت و با ديدن پيامى كه،از طرف سوکجین بود متعجب،هردو ابروهاش رو بالا انداخت:
دخترِ كوچكتر،با خوندنِ پيامى كه براش ارسال شده بود،پوزخندى زد و گوشيش رو داخل جيب كت جينش گذاشت.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

( Blue Side )

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_سیزدهم عموی ا/ت، اون...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 29+ خب جناب پارک امر...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط