{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سَلامتے پسَرے کہ شَبـــ عروسے عِشقش

سَلامتے پسَرے کہ شَبـــ عروسے عِشقش

مَستــ مَستــ رَفتـــ دَم دَر تالار نِشَستـــ(beer)

امّا عَروسے رو بِهَم نَزد (paper)

صـَبر کرد تا عَـــروس بیــاد بیرون (clock)

عَروس اومَـد همہ بِهش هدیہ میدادَن (gift)

پِسَر هَم رَفتـــ هدیہ شو داد (gift)

عَروس گفتــــ این چیہ(!?)(!)

پِسَر گفتــــ :

ایــن هَمون قٌرآنیہ (book)کہ بهِش قَسَم خُوردے مال مَن بِشے (paper)
دیدگاه ها (۲۶)

https://telegram.me/joinchat/0583ae3e0186b9626a611cb0546ea79...

چ جووووور دختررررریم؟؟؟!!!!!!

khodeshuno jeeeeeer dadan!!!!!!!!

تتل دوستت داااارم...

#ارباب‌سنگدل #پارت_7ا.ت رفت تو اتاقش چندی بعد طبق حرف کوک خد...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 17روز عروسی بالاخره رسید.از صبح، خان...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟑جونگکوک و تهیونگ بعد از کلی خوش گذرونی...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 16چند روز گذشت و روز عروسی نزدیک‌تر ...

داستان عاشقانه جدید

فصل اول_آغاز سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط