{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک درد عشق

فیک درد عشق


پارت سی


+ میدونم

- افرین به هوش و ذکاوتت

+ ......

هر دو رفتیم داخل تخت

- فردا جیمین میاد اینجا

+جیمین؟

- اره

+ برای چی؟

- بعدا میفهمی
فعلا شب بخیر

+ شب بخیر

فردا صبح
ا/ت ویو
با حس سنگینی چیزی دور کمرم چشمام رو باز کردم که دستای بزرگ جونگ کوک رو دور کمرم دیدم

-(جیغ)

+ چیه؟

- دستات .. دستات رو ور دار

+ ای بابا فکر کردم جنی چیزی دیدی
اصلا دستم رو ور نمیدارم ببینم چیکار میخوای بکنی؟

- میزنمت(ببین من لاتم)

+ بزن ببینم

شروع کردم به مشت زدن اما انگار نه انگار که دارم مشت میزنم بیخیال بهم خیره شده بود

-چیه

+.....

+ با تو ام میگم چیه؟

داشتم با اخم بهش نگاه میکردم که دستی که دور کمرم بود رو اورد بالا و منم با دستش پرت شدم روی سینه ش

- کوری نمیبینی ؟

+ من فقط یک عدد گراز مشاهده میکنم

- تو خیلی بیشعوری

+ میدونم

- ایششششششششششششش

در همین حین دستش رو ول کرد و که با کله افتادم روی زمین

- ببین همین امروز میری داخل خیابون.......توی کوچه ی.......
یه دری هست وقتی میری داخل اونجا یه چشم پزشک هست میگی جناب دکتر من کورممممممم بی زحمت من رو معاینه کن
فهمیدی؟

+ .......

- نه مثل اینکه کر هم بودی من نمیدونستم
ولی اشکال نداره طبقه ی بالای اونجا یه گوش پزشکی هست به اونم یه سر بزن

+ روانی(خنده)

- بیشعور ایکبیری

+ منم دوست دارم

- من بیشتر عسیسم

+ خودتو لوس نکن بیا بریم پایین

- امر دیگه ای نیست؟

+ فعلا نه
دیدگاه ها (۲)

فیک درد عشق پارت سی و یک ا/ترفتیم طبقه ی پایینبه به کفترای ع...

فیک درد عشقپارت سی و دو وقتی برگشتم با همون پیر مرد مواجه شد...

فیک درد عشقپارت بیست و نهراننده: خانم رسیدیم- باشهاز ماشین پ...

فیک درد عشقپارت بیست و هشت- فکر نکنم از طرفش کمکی دریافت کنی...

تو مال منی (۱)p⁷رفتیم ساحل که نشستیم روی شن هاتویه آرامش بود...

مافیا من

رمان مثلث عشقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط