در سال ۱۹۷۰ زنی از یک فروشگاه عروسکی پارچهای با مدل قدیم
در سال ۱۹۷۰ زنی از یک فروشگاه عروسکی پارچهای با مدل قدیمی خرید تا به
عنوان کادوی تولد به دخترش که دانشجوی کالج بود، هدیه کند. دختر این عروسک
را بسیار دوست داشته و آن را در آپارتمانی که با دوستانش در آن ساکن بود،
نگهداری میکرد. اما به زودی اوضاع شروع به پیچیده شدن کرد. دختر و هم
اتاقیش متوجه شدند که حوادث عجیبی رخ میدهد که در روی دادن تمامی آنها این
عروسک نیز دخیل است. عروسک ناگهان گم شده و سر از اتاق دیگر در میآورد
درحالی که حتی کسی آن را لمس نکرده است. به علاوه گهگاه تکههای کوچکی از
کاغذ پیدا میکردند که گویی کودکی روی آنها نقاشی کشیده بود، کاغذهایی که
متعلق به دخترها نبود. آنها حتی یک روز عروسک را در حالی یافتند که روی
پاهای پارچهای خود ایستاده بود، امری که امکانپذیر به نظر نمیرسید.
اینجا بود که دخترها دیگر حقیقتاً وحشت زده شده و با یک مدیوم تماس گرفتند.
مدیوم به آنها گفت که شاید این عروسک توسط روح دختری که به تازگی در
آپارتمان آنها فوت کرده، تسخیر شده باشد. در جریان کار این مدیوم دریافت که
آنابل این دختران را دوست داشته و میخواهد همیشه با آنها باقی بماند.
دختران سرانجام این خواسته آنابل را پذیرفتند. اما اوضاع کم کم تغییر کرده و
رو به وخامت گذاشت، به ویژه که یک شب یکی از دوستان آنها توسط عروسک مورد
حمله قرار گرفته و زخمی شد، به طوری که خراشهای متعددی روی قفسه سینه او
مشاهده میشد. اینجا بود که دیگر کاسهی صبر دخترها لبریز شده و با دو محقق
عالم ارواح، اِد و لورن وارن (Ed & Lorraine Warren)، تماس گرفتند.
عنوان کادوی تولد به دخترش که دانشجوی کالج بود، هدیه کند. دختر این عروسک
را بسیار دوست داشته و آن را در آپارتمانی که با دوستانش در آن ساکن بود،
نگهداری میکرد. اما به زودی اوضاع شروع به پیچیده شدن کرد. دختر و هم
اتاقیش متوجه شدند که حوادث عجیبی رخ میدهد که در روی دادن تمامی آنها این
عروسک نیز دخیل است. عروسک ناگهان گم شده و سر از اتاق دیگر در میآورد
درحالی که حتی کسی آن را لمس نکرده است. به علاوه گهگاه تکههای کوچکی از
کاغذ پیدا میکردند که گویی کودکی روی آنها نقاشی کشیده بود، کاغذهایی که
متعلق به دخترها نبود. آنها حتی یک روز عروسک را در حالی یافتند که روی
پاهای پارچهای خود ایستاده بود، امری که امکانپذیر به نظر نمیرسید.
اینجا بود که دخترها دیگر حقیقتاً وحشت زده شده و با یک مدیوم تماس گرفتند.
مدیوم به آنها گفت که شاید این عروسک توسط روح دختری که به تازگی در
آپارتمان آنها فوت کرده، تسخیر شده باشد. در جریان کار این مدیوم دریافت که
آنابل این دختران را دوست داشته و میخواهد همیشه با آنها باقی بماند.
دختران سرانجام این خواسته آنابل را پذیرفتند. اما اوضاع کم کم تغییر کرده و
رو به وخامت گذاشت، به ویژه که یک شب یکی از دوستان آنها توسط عروسک مورد
حمله قرار گرفته و زخمی شد، به طوری که خراشهای متعددی روی قفسه سینه او
مشاهده میشد. اینجا بود که دیگر کاسهی صبر دخترها لبریز شده و با دو محقق
عالم ارواح، اِد و لورن وارن (Ed & Lorraine Warren)، تماس گرفتند.
- ۳.۳k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط