{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌زیر باران گرمی دستان تو _یادش بخیر

‌ ‌زیر باران گرمی دستان تو _یادش بخیر
لای انگشتـانم انگشتـان تـو _ یـادش بخیر
کـوره ی داغ نگـاهت چون تنوری گـرم بود
اشتیاق و شره ی چشمان تو_ یادش بخیر
بـوسه از لب های داغت زیر چتـر عـاشقی
آن لبـان یکسره خـندان تـو _ یـادش بخیر
دیدگاه ها (۷)

. مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل ن...

رسیدنِ من و تو وصلتِ دو دیوار استچقدر عشقِ دو مغرور مردم‌آزا...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

برایت نامه بِنْوِشتَم، که حالم را نمی پرسیتو گفتی بی تو من خ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

به آرامی از اتاق خارج شد .... هر قدم برایش مثل راه رفتن روی ...

در پادشاهی اتلگارد، شما به عنوان پرنسس سنگی شناخته می‌شوید. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط